ازکید خیل کفر خداوند دین دریغ
در خاک و خون طپید به میدان کین دریغ
جم از وفا به صفحه ی خاکش مکان فسوس
دیو از دغا به سینه ی چاکش مکین دریغ
صدری که روح در صف بزمش گزید جای
شد رمح و تیغ در تن وی جاگزین دریغ
قطبی که عرش سایه و او شاخص اوفتاد
یکسان به خاک سایه صفت بر زمین دریغ
قلبی که خون فاطمه اش داد پرورش
در حربگه به خاک سیه شد عجین دریغ
در مقتل آخرین نفسش نیز کس نشد
الا سنان به پهلوی وی همنشین دریغ
تا صف ز صدر مورث تنظیم شرع و کون
غلطید غرق خون به صف از صدر زین دریغ
از حالت رکوع به زانو درآمد آه
بر هیأت سجود به خاکش عجین دریغ
شاهی که فرش بارگهش عرش کبریاست
از جنبش فلک نگرش خاک شین دریغ
آبش به حلق سوخته آخر نریخت کس
جز از دم سیوف دم واپسین دریغ
مغلوب شرک آمده توحید و برده دست
اصحاب ظن و وهم بر اهل یقین دریغ
از رای سست و سختی روی آل حرب بست
زنجیر کین به بازوی حبل المتین دریغ
طول زمان و طی لسان فرض بایدم
اما نه آن به چنگ و نه در کامم این دریغ
بس عاجزم ز شرح مصیبات کربلا
از گفت ناتمام خودم شرمگین دریغ
در ماتم تو هر چه سرایم کم است باز
صد همچو این سفینه نمی ز آن یم است باز



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این بند از مصائب و فاجعههای عاشورا سخن میگوید و به مظلومیت امام حسین (ع) و یارانش اشاره میکند. او از خاک و خون و کشتار در میدان کربلا یاد میکند و به وفای یاران امام و دردناک بودن لحظههای آخر آنان میپردازد. احساس عمیق غم و دریغ از فراق امام و مصائب بنیهاشم در کربلا بیان شده است. شاعر به عظمت و منزلت امام حسین (ع) و ظلمی که بر او و اهل بیتش رفته است، اشاره میکند و با تأکید بر ناکامی در توصیف این مصیبت، احساس ناتوانی و عجز خود را ابراز میکند. در پایان، او به عمق درد و سوگ ناشی از این واقعه اشاره میکند و میگوید که هیچ چیزی نمیتواند عمق این فاجعه را حقیر کند.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به عمق احساسات خود نسبت به سرزمین و دینش اشاره دارد. او از ظلم و کشتاری که بر سر دین و باورها رخ میدهد، ابراز تاسف میکند و غمگین است که چنین واقعهای در میدان جنگ و نبرد به وقوع پیوسته است. شاعری که در عین حال نسبت به از دست رفتن ارزشها و اعتقاداتش دلشکسته و نگران است.
هوش مصنوعی: از صداقت و وفا در زندگیاش چیزی نمانده و در دلش، جایی برای خیانت و نیرنگ وجود دارد. ای کاش که حسرت این وضعیت را نخوریم.
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی توصیف میشود که وقتی روح به آرامش و شادی در یک میهمانی وارد میشود، در آن لحظه جایگاه هر چیز دیگری از جمله سلاح و جنگ، به حسرت تبدیل میشود. به عبارت دیگر، در فضای معنوی و شادی آور، دیگر جایی برای خشونت و مبارزه وجود ندارد.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به تضاد بین عظمت و فروتنی اشاره میکند. او به تصویری از قدرت و اقتدار میپردازد که در عرش (مکانی بسیار بلند و مقدس) قرار دارد، اما در عین حال، به زمین و خاک نیز اشاره دارد که همگی به نوعی تابع یکدیگر هستند. بر این اساس، با وجود رفیع بودن جایگاه، در خاک و زمین نیز چیزی از آن عظمت و شکوه کم نمیشود. به عنوان یک نتیجه، نوعی حس حزن و افسوس وجود دارد، زیرا این عظمت و جلال، با از دست دادن آنچه در خیال است، به واقعیات روزمره و زمین و خاک تقلیل مییابد.
هوش مصنوعی: قلبی که به خاطر فاطمه، خونش را نثار کرد و در میدان جنگ پرورش یافت، حالا با خاک سیاه آمیخته شده است. چه حسرتی!
هوش مصنوعی: در لحظههای آخر زندگی او، هیچکس جز سنان در کنار او نبود و این بسیار تاسفبار است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که در صف تنظیمگر شرع و جهان، همه چیز در هم و غرق در خون شد، از صدر زین آرزو میکنم که کاش این به این شکل نمیبود.
هوش مصنوعی: از حالت رکوع به زانو درآمد و آهی کشید بر شکل سجدهاش که به خاک آمیخته شده، افسوس.
هوش مصنوعی: پادشاهی که درگاهش به اندازه آسمان بزرگ و باوقار است، از حرکت ستارهها در آسمان، غصهاش میگیرد که مردم عادی همچون خاک در زمین هستند.
هوش مصنوعی: هیچ کس جز با شمشیر در آخرین لحظات عمر، آب به گلوی سوخته نریخته است.
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که در مقابل توحید، که نشاندهندهی یکتاپرستی و ایمان به خداوند است، شرک و کفر غالب شدهاند. همچنین، کسانی که به ظن و گمان تکیه دارند، بر افرادی که به یقین و ایمان راستین دست یافتهاند، تسلط یافتهاند. در واقع، این شعر به ناتوانی و ناامیدی در برابر مشکلات و باورهای غلط اشاره دارد.
هوش مصنوعی: به خاطر تصمیمات ناپایدار و سختیهای موجود، گروهی از جنگجویان در به وجود آوردن کینه و دشمنی، نسبت به کسانی که قدرت و استحکام دارند، تلاش میکنند و این تنها باعث تأسف است.
هوش مصنوعی: زمانی طولانی و کلامی شیرین لازم است، اما نه آنچنان که به دستم بیفتد و نه آنچنان که در دهانم بماند؛ این برایم حسرت است.
هوش مصنوعی: من از توانایی بیان مصیبتهای کربلا عاجز هستم و از اینکه نتوانم بهطور کامل دربارهاش صحبت کنم، بسیار شرمندهام.
هوش مصنوعی: در غم تو هر چه که بگویم و بنویسم، باز هم کم است و مانند کشتیای که در دریا به حرکت در میآید، نمیتوانم آن را به درستی بیان کنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.