در شرح این ستم که نگفتم یک از هزار
چون نامه رو سیاهم و چون خامه شرمسار
آن داستان کجا و کجا این بیان سست
از گفت خویش آمدم اینک به اعتذار
این امر ناصواب که شد وضع در زمین
تغییر یافت تا ابد اوضاع روزگار
هر صبح و شام گه ز افق گاه از شفق
گردون ببر لباس غضب پوشد آشکار
روح القدس هر آینه با صد هزار چشم
تا حشر گرید از غم این کشته زار زار
در سوگ این ستم زده فرزند مام دهر
هر شام گیسوان کند از مویه تارتار
دهقان به فرق سنبل و ریحان بهار و دی
خاک سیاه ریزد از این غصه باربار
تا در صف محاربه مخضوب شد به خون
چون لاله خط و زلف جوانان گل عذار
کش آبیار ابر به دامان دشت و کوه
سیلاب خون روان کند از چشم جویبار
گلبرگ وی ز تاب عطش تا بنفشه رنگ
خنجر به جای خیره بروید ز مرغزار
هر شب به فرق اهل عزا تا سحر سپهر
انجم به جای دامن گوهر کند نثار
یک نم به چشم دجله و شط آب شرم نیست
خشکیدی ار نه ز آتش خجلت سراب وار
آمد خزان بهار جوانان هاشمی
یارب دگر مباد خزان را ز پی بهار
آویزدت به دامن دل خارهای غم
روزی اگر به خاک شهیدان کنی گذار
جم بر حصیر ذلت و جن بر سریر جاه
از کین مهر شکوه کنم یا ستیز ماه



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این بند با نوشتن درباره ظلم و ستمی که در واقعه عاشورا بر اهل بیت و به ویژه بر فرزند پیامبر رفته، احساس شرم و ناتوانی خود را نسبت به بیان این مصیبتها درمییابد. او با تعبیراتی شاعرانه، وضعیت زمین را پس از این اتفاق وخیم توصیف میکند و چشمانداز غمانگیز را به تصویر میکشد که همه موجودات در سوگ این مصیبت به شیون پرداختهاند. او به تغییر فصلها اشاره میکند و از دلخستگی کشاورزان و جوانان مینویسد که در خزان جوانیشان، غم و اندوه گلیست. نهایتا، با دعا و التماس به درگاه خدا، آرزو میکند که دیگر چنین نزول خزان بر بهار جوانان هاشمی شاهد نباشد و در این روزگاران پر از عزاداری، امیدی به زندگی و شادابی باشد.
هوش مصنوعی: نمیتوانم به خوبی از ستمهایی که بر من رفته صحبت کنم، چرا که مثل نامهای تیره و سیاه هستم و مانند قلمی خجالتزده.
هوش مصنوعی: داستان اصلی و واقعی کجا است و این سخن ضعیف که از خودم بیان کردهام کجا؟ اکنون برای عذرخواهی آمدهام.
هوش مصنوعی: این موضوع نادرست باعث شد که وضعیت زمین تغییر کند و وضعیت روزگار تا همیشه دگرگون شود.
هوش مصنوعی: هر صبح و شام، گاهی از سوی افق و گاهی از طرف سپیدهدم، آسمان لباس خشم و غضب به تن میکند و این حالت خود را به وضوح نشان میدهد.
هوش مصنوعی: روح القدس همیشه با هزاران چشم، تا روز قیامت بر این بیگناهی که کشته شده، به شدت گریه خواهد کرد.
هوش مصنوعی: در غم این مظلوم و ستمدیده، مادر زمانه هر شب با نالههایش، موهایش را از درد سیاه میکند.
هوش مصنوعی: کشاورز در فصل بهار و در زمان زمستان، خاک سیاه را بر سر سنبله و ریحان میریزد و از غم و اندوه خود بارها به این کار اقدام میکند.
هوش مصنوعی: وقتی در میدان جنگ، خونین و خسته شد، مانند لالهای شده که مینوشد و مو و خط زندگی جوانانش به زیبایی و لطافت گل خود را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: آبپاش، ابر را به دامن دشت و کوه میکشاند و سیلابی از خون در چشمههای جویبار جاری میشود.
هوش مصنوعی: گلبرگ او به دلیل شدت عطش، به رنگ بنفش خنجر در میآید و از دشت به سمت آسمان میرود.
هوش مصنوعی: هر شب در میان grieving افراد، تا صبح آسمان ستارهها را مانند دامن گوهری نثار میکند.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به زیبایی و لطافت آبهای دجله و نهرها اشاره میکند و میگوید که آیا کمتوجهی به زیبایی و احساساتی که در طبیعت وجود دارد، درست است یا نه. همچنین به این فکر میکند که آیا اگر آب خشک شود، باید به خاطر احساس شرم و ناراحتی از واقعیت وجودیاش، دچار خجالت شود یا خیر. در واقع، شاعر به معنا و اهمیت آب، زیبایی و احساسات انسانی در برابر طبیعت اشاره میکند.
هوش مصنوعی: خزان به دوران جوانی هاشمیان رسیده است، ای کاش دیگر هیچ وقت خزان دیگرى نیاید و بهار دائماً باقی بماند.
هوش مصنوعی: اگر روزی به جایی برسی که یاد و نام شهیدان در آنجا باشد، دلخوشیهایت را فراموش کن و غمهایت را کنار بگذار.
هوش مصنوعی: تصور کن که در جایی پایین و بیاحترامی نشستهای و در جایی بالاتر و پرهیزگارانه قرار داری. آیا باید از روی کینه و حسادت این موضوع را از جنبهی عظمت و افتخار بخوانم یا اینکه به مبارزه و چالش بکشم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.