گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
حمیدالدین بلخی

در دیده دل نشستنت جای گرفت

اندوه توام ز فرق تا پای گرفت

جان و دل و رأی و خردم رفت و غمت

جای دل و جان و خرد و رای گرفت

سید حسن غزنوی

دل را چو هوای آن دل آرای گرفت

دست غمش آمد و مرا پای گرفت

گفتی که اگر صبر کنم نیک آید

تا نیک آید بد آمد و جای گرفت

کمال‌الدین اسماعیل

دل را هوس زلف دلارای گرفت

یکباره شد اندر خم او جای گرفت

بر پای نهاد بند زلف مشکین

کاریست دراز این که در پای گرفت

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه