گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
حمیدالدین بلخی

در دیده دل نشستنت جای گرفت

اندوه توام ز فرق تا پای گرفت

جان و دل و رأی و خردم رفت و غمت

جای دل و جان و خرد و رای گرفت

کمال‌الدین اسماعیل

دل را هوس زلف دلارای گرفت

یکباره شد اندر خم او جای گرفت

بر پای نهاد بند زلف مشکین

کاریست دراز این که در پای گرفت

صفایی جندقی

رفتی و غمت به سینه ام جای گرفت

سودای توام جا به سراپای گرفت

چندانکه گذشت سیل اشکم ز میان

باران دو دیده در رخم جای گرفت

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه