جنبشت ای آسمان گردد سکون
با چنین دوران شوی یارب نگون
زین پس ار گردی چو ما گردی زبون
زورق خضرات گردد بحر خون
آسمان ای آسمان تا کی ستمکاری
فغان ای آسمان امان ای آسمان
در تو یک مونی حمیت نی حیا
نز نبی باکت نه خوفی از خدا
خرگه سلطان دین را ز ابتدا
کندی از یثرب زدی در کربلا
چیست منظورت ندانم هرچه هست
زشت و زیبا پیش و پس بالا و پست
از تو اعدا را نه جز نصرت به دست
اهل بیت مصطفی را جز شکست
تا به کی در حق باطل اهتمام
تا سرانجامت چه باشد انتقام
بی جنایت مکیان را تشنه کام
خواستی کشتن به کام اهل شام
تاکنون هرچه از بنی آدم گذشت
این ستم را هیچ کس صادر نگشت
گشته از خون شهیدان لاله گشت
چون فضای گلستان دامان دشت
بغض حق بودت هرآنچ اندر درون
ریختی یکباره بیرون تاکنون
اختر عباس را کردی نگون
اخترت گردد نگون ای چرخ دون
تارک تابان اکبر زیب نی
قامت عریان قاسم زیر پی
آن بهارش را دمید آغاز دی
این شمارش را رسید انجام طی
نعش شاه تشنه کامان بی کفن
همچو بط در لجه ی خون غوطه زن
تن جدا افتاده از سر، سر ز تن
چاک چاک از تیغ زوبینش بدن
این تطاول بس نبودت خود که باز
بر حریمش دست آوری دراز
جور و کین را خوب کردی برگ و ساز
یک طرف خون ریز و یکسو ترکتاز
بعد قتل و غارت برنا و پیر
آل احمد را نمودی دستگیر
نز صغیرش در گذشتی نز کبیر
ساختی در چنگ نامحرم اسیر
خود پس از آشوب آن انداز و افت
که نه کس گفتن تواند نه شنفت
برزنان کردی مهیا طاق و جفت
خاک خواری و اشک خونین خورد و خفت
پای تا سر، دست و پا در غل و بند
پور در زنجیر و دختر در کمند
پای رحمت لنگ و دست کین بلند
هردم از صد ره برآنان صد گزند
هرکه بود اندر حریمش روز و شب
بیش و کم مشتاق مرگ از بس تعب
مادران را تن به جان، جان ها به لب
کودکان را تاب در تن دل به تب
آنچه کردی عاجز آمد جاودان
پایه ی اوهام از ادراک آن
تا قیامت رانم ار با صد زبان
عشری از معشار نارم در میان
رفت خاک عصمت از جورت به باد
تا به غبرا سایه از گردون فتاد
کس چنین ظلمی ز کس نارد به یاد
از تو نیز این ظلم هرگز رو نداد
کیفر کردار را ویران شوی
همچو ما تا حشر بی سامان شوی
چون صفایی واله و حیران شوی
آس مان همواره سرگردان شوی
گرچه تشویشم همی از محشر است
لیک رحمت مجرمین را در خور است
خاصه آن کش روی ذلت بردر است
وز تواش ظل عنایت برسر است
آسمان ای آسمان تا کی ستمکاری
فغان ای آسمان امان ای آسمان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تظاهرات درد و اندوه شاعر از ظلم و ستمی اشاره دارد که بر اهل بیت و به ویژه پیامبر اسلام (مصطفی) و خانواده ایشان رفته است. شاعر با ناله و فریاد از آسمان میخواهد که این سکوت و ستم را بشکند و به اوضاع نابسامان پایان دهد. او به تصویر کشیدن رنج و عذاب شهیدان، بهویژه در کربلا، میپردازد و میگوید که با وجود این ظلمها، امیدی برای انتقام و تغییر وضعیت وجود ندارد. در انتها، بر ناامیدی و بیپناهی انسانها در برابر ستم تأکید میکند و از خداوند رحم و mercy از برکت خود را میطلبد. به طور کلی، شعر بیان گر اندوه عمیق و ناامیدی از وضعیت موجود است و خواستار عدالت و تأمل در ظلم و فجایع تاریخی است.
هوش مصنوعی: حرکت کن ای آسمان، که با چنین شرایطی، سکون برقرار نمیشود. ای کاش به سوی برکت و رونق بروی.
هوش مصنوعی: اگر تو هم مثل ما به گرداب بیفتی، زبانت در برابر قدرت سبزها به دریای خون بدل خواهد شد.
هوش مصنوعی: ای آسمان، به کدام دلیل باید به ما ظلم کنی؟ فریاد میزنم، ای آسمان، تو را به رحمت بخوانم!
هوش مصنوعی: در وجود تو نه غیرت هست و نه حیا، نه از پیامبر میترسی و نه از خداوند.
هوش مصنوعی: از آغاز، سرنوشت و سرگذشت سلطان دین از یثرب (مدینه) آغاز شده و به کربلا ختم میشود.
هوش مصنوعی: من نمیدانم منظورت چیست؛ هر چیزی که باشد، چه زیبا باشد چه زشت، چه در بالا باشد چه در پایین، برای من فرقی نمیکند.
هوش مصنوعی: هیچ چیز جز حمایت از اهل بیت پیامبر نمیتواند دشمنان را شکست دهد و پیروزی را به ارمغان آورد.
هوش مصنوعی: تا کی باید به حق باطل رسیدگی کنی تا در نهایت نتیجه کار تو چه خواهد بود؟
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که بدون مرتکب شدن به ظلم و جنایت، مکیان به شدت تشنه انتقام هستند و همچون کسی که به کام اهل شام میکوشد تا انتقام خود را بگیرد. به عبارت دیگر، در اینجا اشاره به تمایل شدید برای مقابله با دشمنان و تحقق خواستهها حتی به بهای خشونت و کشتار است.
هوش مصنوعی: تا به حال، هیچ انسانی از نسل آدمی چنین ظلمی را مرتکب نشده است.
هوش مصنوعی: به خاطر خون شهیدان، درختان در دشت مانند گلهای رنگارنگ شکوفا شدهاند و زمین به زیبایی گلستان تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: احساسات و اندوهی که در درونت انباشته کردهای، در نهایت به یکباره و بدون هیچ گونه مانعی از تو خارج خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر ستاره عباس را به زمین بیندازی، ستارهات هم به زمین میافتد ای چرخ حقیر.
هوش مصنوعی: در اینجا درباره زیبایی و جاذبهی دو شخصیت سخن میگوید. "تارک تابان" به معنای درخشش و روشنایی آن شخصیت است، در حالی که "زیب نی قامت" به زیبایی و جذابیت قامت یکی دیگر اشاره دارد. این متن به نوعی در توصیف جلوهگری و زیبایی این دو فرد صحبت میکند و به نظر میرسد که این زیبا روییها در مقابل یکدیگر قرار دارند.
هوش مصنوعی: بهار زندگی او به پایان رسید و اکنون زمان شمارش عمرش به پایان رسیده است.
هوش مصنوعی: پیکر شاهی که تشنه و بیکفن است، مانند شناورهایی در دریای خون غوطهور شده است.
هوش مصنوعی: تن جدا شده از سر، و سر به طور زخمزدهای از بدن به خاطر ضربهی نیزه.
هوش مصنوعی: این جسارت تو کافی نیست که باز هم بخواهی به حریم او دست دراز کنی.
هوش مصنوعی: شما با ظلم و کینهای که به راه انداختید، سرنوشت را تغییر دادید؛ از یک سو زندگی خوب و آرامی به وجود آوردید و از سوی دیگر، ویرانی و خونریزی را به بار آوردید.
هوش مصنوعی: پس از کشتار و تجاوز، جوانان و پیران آل احمد را به زنجیر کشیدی و اسیر کردی.
هوش مصنوعی: از خرد سالیاش با آسانی گذشتی، و از بزرگیاش او را در دستان نااهل گرفتار کردی.
هوش مصنوعی: پس از رخدادی پرهیجان و پرآشوب، به گونهای بیفت که هیچکس نتواند دربارهاش چیزی بگوید یا بشنود.
هوش مصنوعی: در این جمله، به صحنهای اشاره شده که شخصی در حال آماده شدن در برزخ است و پس از برخورد با مشکلات و سختیها، به نحوی زار و خسته به خواب رفته است. او در این وضعیت، هم با ذلت و ناراحتی مواجه شده و هم با اشک و غم به خواب رفته است.
هوش مصنوعی: تمام وجود مرد به زنجیر و بند گرفتار است؛ پسر در زنجیر و دختر در دام افتادهاند.
هوش مصنوعی: رحمت خداوند همیشه در دسترس است، اما کینه و خشم انسانها گاهی بدون دلیل و به صورت ناگهانی بروز میکند. هر روز مشکلات و دردهای زیادی برای دیگران به وجود میآوریم و این نشاندهندهی کنشهای ناپسند ماست.
هوش مصنوعی: هر کسی که در حریم او روز و شب به سر میبرد، به خاطر خستگی و زحمت زیاد، آرزوی مرگ دارد.
هوش مصنوعی: مادران با تمام وجودشان برای فرزندانشان تلاش میکنند و جانشان به لب رسیده است؛ کودکانشان بیتاب و ناآرام هستند و دل مادران در عذاب و نگرانی میتپد.
هوش مصنوعی: هرچه کردی، در برابر آن عظمت، ناتوانی. اصولاً، خیالها نمیتوانند آن را درک کنند.
هوش مصنوعی: من تا قیامت ادامه میدهم، حتی اگر با صد زبان هم بگویم که نمیتوانم از عشق خود کم کنم و آن را در آتش نارنجی قرار دهم.
هوش مصنوعی: خاک پاکی و معصومیت تو از سرم رخت بربسته و به باد رفته است، بهطوری که سایهات از آسمان به زمین افتاده است.
هوش مصنوعی: هیچکس از ظلمی که تو بر من روا داشتهای، یاد نمیکند و این ظلم تو هرگز فراموش نخواهد شد.
هوش مصنوعی: کیفر اعمال خود را میچشید، و مانند ما ویران میشوی تا روز قیامت و هنگام حسابرسی، بینظم و بیسامان باقی بمانی.
هوش مصنوعی: وقتی به حالتی شگفتانگیز و غرق در لذت میرسی، آرامش و آسودگیات همیشه همراه با سردرگمی خواهد بود.
هوش مصنوعی: هرچند که من از روز رستاخیز و حساب و کتاب ناراحتم و دلهره دارم، اما بر این باورم که رحمت و بخشش برای گناهکاران جایز و شایسته است.
هوش مصنوعی: بهویژه کسی که در هنگام ذلت و ناتوانی، با نگاهی به لطف و مراقبت تو امیدش تازه میشود و زیر سایه محبت تو آرامش مییابد.
هوش مصنوعی: ای آسمان، تا چه زمانی ظلم میکنی؟ فریاد برآوردم، ای آسمان، رحم کن!
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.