سرها همه بر نیزه و تن ها همه بر خاک
از کین زمین آه و ز بی مهری افلاک
تا هوش همی راه سپارد سر بی تن
تا دیده همی کار کند پیکر صد چاک
تن ها همه انباشته در خاک و به خون در
سرها همه آویخته از حلقه ی فتراک
بر هرتن مجروح و دل ریش و لب خشک
صد چشمه روان بیشتر از دیده ی نمناک
در ریختن خون عزیزان همه اسراف
در بذل کمین شربت آبی همه امساک
ای وای بر آن قوم که حرمت نشناسند
از خون تن پاک تو تا خون دل تاک
در حیز امکان مگر این است اگر هست
جوری که بدو پی نبرد پایه ی ادراک
سیراب تر از باغ بهشت آل نبی بود
چاره ی لب خشک ار شدی از دیده ی نمناک
این باد مخالف ز کجا خاست که آمیخت
هفتاد چمن لاله و گل با خس و خاشاک
نگذاشت اثر اهل زنا ز آل پیمبر
چو از دولت جمشید نشان صولت ضحاک
ران بر رگ دل نشتر این داغ صفایی
وز اشک بشو نامه ی آلوده ی ناپاک


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این نوحه به توصیف رنج و مصیبتهای حوادث عاشورا میپردازد. او با تصاویری غمانگیز از سرها بر نیزه و پیکرهای بر خاک، به شدت آسیبدیدگی و اندوه یاران امام حسین اشاره میکند. در دل شاعر، حسرت و تلخی به خاطر ریختن خون عزیزان و بیمهر و بیحرمتی به آنها احساس میشود. او همچنین از ناپاکی و غفلت قومها به شدت انتقاد میکند و در نهایت به دعا و امید به زندگی میپردازد که با یادآوری تاریخ و شهدای آل نبی متبلور میشود.
هوش مصنوعی: بر رفتار و وضعیت حاکم بر سرزمین، سرهای برید شده بر نیزهها و بدنها بر خاک، از کینه و دشمنی زمین و بیتوجهی آسمانها حکایت میکند.
هوش مصنوعی: این بیت میگوید که وقتی انسان از هوش و تفکر استفاده میکند، میتواند به گونهای عمل کند که انگار وجودی بدون جسم دارد و فقط با استفاده از خیالات و فکر، دنیای پیرامونش را تجزیه و تحلیل کند. در این حالت، حتی اگر بدن در حال فعالیت باشد، فکر و ذهن او در حال انجام کارهایی عمیق و پیچیده است.
هوش مصنوعی: تنها در خاک پنهان شدهاند و سرها با خون آغشته و از حلقهی فتراک آویزان هستند.
هوش مصنوعی: برای هر کسی که جراحتی دارد و دلش شکسته است و لبانش خشک، بیشتر از آنچه که از چشمهها میجوشد، اشک از چشمانش میریزد.
هوش مصنوعی: در از دست دادن و کشتن عزیزان، هیچ مبالغهای وجود ندارد و این کار همواره بیفایده است. در حالی که حتی در دادن یک قطره آب هم باید احتیاط کرد و از اسراف پرهیز کرد.
هوش مصنوعی: ای کاش بر آن قومی که حرمت و پاسداشت خون پاک تو را نمیشناسند، افسوس و حسرت بخوریم، تا جایی که حتی به خون دل تاک نیز اهمیت نمیدهند.
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که چیزی وجود داشته باشد که ما نتوانیم آن را درک کنیم؟ اگر چنین چیزی باشد، به هیچ وجه نمیتوانیم به عمق آن پی ببریم.
هوش مصنوعی: اگر از چشمان پرآب و اشک خود به خوشحالی بنگری، چارهای برای لبان خشکیدهات بهتر از باغ بهشت و میوههای دلپذیر آن نیست.
هوش مصنوعی: این باد ناگهان از کجا وزید که همه زیباییهای چمن، یعنی لالهها و گلها، را با علفهای بیقیمت و ناچیز در هم آمیخت؟
هوش مصنوعی: اثر زنازادگان نتوانست بر نسل پیغمبر影响 بگذارد، مانند اینکه نشان پادشاهی جمشید نتوانست بر قدرت ضحاک اثر بگذارد.
هوش مصنوعی: به دل مثل یک زخم جراحی نگاه کن که این درد یک نوع زیبایی دارد و از اشکها میتوانیم دفتری که پر از گناه و ناپاکی است را تمیز کنیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کافور تو با لوس شد و مشک همه ناک
آلودگیت در همه ایام نشد پاک
امسال که جنبش کند این خسرو چالاک
روی همه گیتی کند از خارجیان پاک
تا روی به جنبش ننهد ابر شغبناک
صافی نشود رهگذر سیل ز خاشاک
هرگز چو قوامی نبود نان پز چالاک
نانم ز دم گرم و خمیرم ز دل پاک
برزیگر وهمم بخم داس تفکر
گندم درو از مزرعه طبع هوسناک
در آسگه خاطر من ساخته ایزد
[...]
تا جامه هستی ز غم عشق نشد پاک
در جستن معشوق نه عاشق چالاک
تا روح مجرد نشد از قید علایق
کی همچو مسیحا بتوان رفت برافلاک
کی نور تجلی جمال تو توان دید
[...]
زین تعزیه، هر شام شفق نیست بر افلاک
خورشید بدامان فلک چشم کند پاک!
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.