گنجور

 
صفایی جندقی

قدوة الحاج میرزا مهدی

در کرم طاق و با مکارم جفت

آنکه در حسن خلق و خلق حسن

مادحی مدح وی نیارد گفت

آنکه خاشاک و خار شرک و نفاق

دست توحید از وجودش رفت

خواست جفتی ز خاندان کرام

تاکند یاوریش در خور و خفت

رنج ها برد و گنج ها پرداخت

تا ز شاخش گل مراد شکفت

آری آن گونه گوهری نایاب

می نیاید به چنگ مفتا مفت

باید الماس پنجه بازوئی

تا چنان لؤلؤئی تواند سفت

بهر تاریخ این همایون جشن

چون صفائی کمینه بنده شنفت

بلبل گلبن هدایت را

وصل گل جاودان مبارک گفت

۱۲۹۱ق

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عنصری

صعب چون بیم و تلخ چون غم جفت

تار چون گور و تنگ چون دل زفت

مسعود سعد سلمان

خوش ندیمی ست راست باید گفت

همه علمست آشکار و نهفت

انوری

من به الماس طبع تا بزیم

گوهر مدحت تو خواهم سفت

تو عطا گر دهی و گر ندهی

بالله ار جز ثنات خواهم گفت

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از انوری
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه