عقلم از آن چه برد بو قصه ی عشق یار به
وز همه نشاط ها ذکر غم نگار به
نقدی اگر به کف ترا به سر او فدا نکو
جائی اگر به لب ترا در قدمش نثار به
ناله ی ما نوای نی خون جگر به جای می
کیست که نوش و نای وی باشد ازین شمار به
عشاق صادق ترا در پی کام چشم و لب
اشک زمین گذر سزاه آه فلک گذار به
با غم هجر خویشتن خنده مجویم از دهن
کاین دل داغ دار را دیده اشکبار به
جام عقیق لعل خود از لب ما به دورخط
منع مکن که بزم می طرف بنفشه زار به
در غمت اشک من ببین آی و به دیده ام نشین
ز آنکه صنوبری چنین بر لب جویبار به
تا نگرم ز هر طرف لشکر غم کشیده صف
پاس وجود را به دف ساغر می حصار به
هست صفایی آرزو، زاری و خاکساریم
کز همه کارها مرا بیش وکم این دوکار به
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ غم و عشق و احساساتی عمیق است که شاعر به طور مستقیم به معشوق خود ابراز میکند. او از درد جدایی و عشق ناتمام میگوید و مینالد که چگونه غم این عشق بر تمام شادیها غلبه دارد. شاعر همچنین در این لحظات، ارزش عشق و زیباییهای آن را یادآوری میکند و از معشوق میخواهد که در غمش شریک شود. او به زیبایی و حسرت خود به دنبال ارتباط با معشوق است و در نهایت به یادآوری از آرزوها و صفای دل پرداخته و در پی خوشیهای اندک زندگی خود است. مفهوم کلی شعر حول عشق، غم و زیباییهای زندگی دور میزند.
هوش مصنوعی: فکر و ذهن من، به خاطر داستان عشق معشوق، از همه شادیها و خوشیها خالی است و تنها به یاد غم و اندوه او مشغول است.
هوش مصنوعی: اگر چیزی از خودت داری، آن را فدای او کن، چون اگر در عشق او به قدمش نثار کنی، ارزش بیشتری خواهد داشت.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به بیان درد و اندوه خود پرداخته و میگوید که نالههای ما همچون آوای نی است و نشان دهندهی عواطف عمیق ماست. او همچنین به این نکته اشاره دارد که در میان این دردها و نالهها، فقط کسی میتواند از زندگی حقیقی لذت ببرد که توانایی درک این احساسات را داشته باشد و به ما بپیوندد.
هوش مصنوعی: عاشقان راستین تو به دنبال خوشیهای چشمان و لبان تو هستند، در حالی که اشکها بر زمین جاری میشود و آههای سنگین از آسمان میبارند.
هوش مصنوعی: با دلی پر از درد و غم جدایی، هرگز لبخند نزن. چرا که این دل آکنده از زخم و اندوه، چشمانی اشکآلود دارد.
هوش مصنوعی: لیوان عقیق و لعل ما را از لب ما دور مکن، چون مجلس شراب در طرف بنفشهای غمگین برپا شده است.
هوش مصنوعی: در غم تو، اشکهای من را ببین و به چشمان من نگاه کن. مثل درخت کاجی که بر لب جوی آب ایستاده است، هستی.
هوش مصنوعی: به هر طرف که مینگرم، لشکری از غم دیده میشود که به دور وجودم صف کشیدهاند و من با دف ساغر در تلاش برای ایجاد حصاری به دور خود هستم.
هوش مصنوعی: در آرزوی پاکی و سادگی هستیم و از دردمندی و فروتنی رنج میکشیم، زیرا برای من در میان تمام کارها، این دو احساس اهمیت بیشتری دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.