به ترک مست تو دستی رها کنم دل خویش
نهم به گردن صیاد خون بسمل خویش
چنان به شوق طپیدم به زیر خنجر عشق
که دیده باز نکردم به روی قاتل خویش
اثر نداشت یکی از هزار ناله ی من
ندانم از دل او، یا بنالم از دل خویش
ز بس به کین تمایل نگار مهر نهاد
مرا بسی عجب آید که هست مایل خویش
فغان از این دل مفتون که تا به خاک فنا
نریخت خون من آسان نیافت مشکل خویش
شب است و راه به واماندگان قافله گم
برون کند مگر آن مه سری ز محمل خویش
مقابل مه ی ما مهر مشعلی نه فزون
هزار مشعله افروزد ار مقابل خویش
زمام ناقه اگر در کف است لیلی را
دهد به محضر مجنون قرار منزل خویش
مرا سری است صفایی که بسپرم روزی
سری به پایش و شرم آیدم ز حاصل خویش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از احساسات عمیق عاشقانه و دردهای ناشی از عشق سخن میگوید. شاعر از تنهایی و تضعیف روحی خود میگوید که به خاطر عشق دچار مصیبت شده است. او به طرز عجیبی علاقهمند به معشوق خود است، حتی اگر این عشق به مرگ یا درد منجر شود. شاعر میگوید که دلش را به دست صیاد عشق میسپارد، و گفتن نالهها و شکایتها از قلبش سودی ندارد. او با درگیر شدن در غم عشق، کینه و محبت را در هم میآمیزد و با وجود درد و رنجی که تحمل میکند، همچنان امیدوار است. در نهایت، شاعر به زیبایی و درخشندگی معشوقهاش اشاره میکند و بر عطش و شوقی که در وجودش حس میکند، تأکید مینهد.
هوش مصنوعی: من جهت عشق تو به دنبال طعمهام و به خاطر تو خودم را در اختیار درد و رنج قرار میدهم، حتی اگر به قیمت جانم باشد.
هوش مصنوعی: به قدری تحت تأثیر عشق قرار گرفتم که حتی نتوانستم به چهره قاتل خود نگاه کنم.
هوش مصنوعی: یکی از هزار نالههایم تأثیری نداشته است، نمیدانم آیا درد دل اوست یا باید از دل خودم شکایت کنم.
هوش مصنوعی: به خاطر علاقهای که به عشق او دارم، برایم عجیب است که او هم به من تمایل دارد.
هوش مصنوعی: دل مجذوب و شیدای من، آه و افسوس! تا زمانی که خون من بر زمین فانی نریزد، حل کردن مشکل من آسان نیست.
هوش مصنوعی: شب است و در این تاریکی، راهی برای کسانی که در قافله جا ماندهاند وجود ندارد، مگر این که آن ماه، از محمل خود بیرون بیاید و نورش را بر آنها بتاباند.
هوش مصنوعی: در مقابل زیبایی و درخشش ما، حتی هزار مشعل هم نمیتواند روشنایی بیشتری بیفزاید.
هوش مصنوعی: اگر زمام شتر در دست باشد، لیلی میتواند مجنون را به خانهاش دعوت کند.
هوش مصنوعی: من احساس روشنی دارم که روزی به عشق خود تعلق خواهم گرفت و آنگاه از دستاوردهای خود شرمنده خواهم شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
حاصلم درد دل است از دل بیحاصل خویش
با که گویم من دلسوخته در دل خویش
چمن برید به مقراض رشک، سنبل خویش
سرآمدی ز نکویان به زلف و کاکل خویش
اگر چه هست لبت بی نیاز از پرسش
بپرس حال مرا گاهی از تغافل خویش
فتادگی است که پشتش نمی رسد به زمین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.