در رهش جان دادم اما هرکه دلبر بایدش
هرنفس عمری درین ره جان دیگر بایدش
بهر جانان غرق اشکم گر ببینی ترمیا
کی براندیشد ز دریا آنکه گوهر بایدش
آن ستمکاری کش از آزار یاران باک نیست
از برای امتحان یاری ستمگر بایدش
هرکه بسته از تو جامی بی تو ز آن پس جاودان
جای می خارا به مینا خون به ساغر بایدش
ملک غم را مسلم شد ز فر حسن تو
حالی از خاک درت اورنگ و افسر بایدش
قصد من گم کردن آثار پی تنها نبود
هرکه سوی دوست پوید پای از سر بایدش
دارد از مژگان و رخ ترکم تدارک ها بلی
شه که کشور می گشاید گنج و لشکر بایدش
رفت نور از دیده تا از روی یار افتاد دور
راست خواهی سرمه ای از خاک آن در بایدش
غم صفایی می خرم از عشق با رخسار زرد
هرکه بفروشد متاعی مشتری زر بایدش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از عشق و فداکاری صحبت میکند. او بیان میکند که برای رسیدن به معشوق باید جان داد و هر لحظه از زندگی را در این راه فدای عشق کرد. او به درد و رنجی که از دوری محبوب به آن دچار میشود اشاره میکند و میگوید که تنها انتظار و عشق به معشوق او را نگه میدارد.
شاعر به ستمگری اشاره میکند که بر دوستان خود بیرحم است و میگوید که حتی در این ستمکاری نیز برای امتحان وفا، باید صبر کرد. او همچنین به این نکته میپردازد که کسی که بدون محبوب خود زندگی کند، باید همیشه در غم و اندوه باشد.
در نهایت، شاعر میگوید که عشق و غم با یکدیگر در ارتباطند و هر کسی باید برای به دست آوردن عشق، بها بدهد و از خود فداکاری نشان دهد. به طور کلی، این ابیات بیانگر عمق احساسات عاشقانه و مشکلاتی است که در این مسیر پیش میآید.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق او جانم را فدای او کردم؛ اما هرکس که دلش میخواهد محبوبی داشته باشد، باید در هر لحظه حیاتش را مانند عمر دیگری فدای آن عشق کند.
هوش مصنوعی: اگر برای محبوبم اشکهای من را ببینی، آیا کسی که باید گوهر را بداند، به دریا فکر میکند؟
هوش مصنوعی: آن ستمگری که از آزار دوستانش هیچ پروا ندارد، برای آزمایش وفاداری، باید به یاری ستمگر برود.
هوش مصنوعی: هر کس که از تو نوشیدنی بگیرد، اما بدون تو باشد، باید برای همیشه در جایی پر از غم و اندوه زندگی کند و در درون خود درد و رخوت را احساس کند.
هوش مصنوعی: شکوه زیبایی تو به قدری است که حتی فرشته غم هم به آن اعتراف کرده است؛ حالا دیگر برای کسی که در کنار توست، باید از خاک و گرد و غبار دنیوی، تاج و تخت بسازد.
هوش مصنوعی: منظور من این نبود که فقط بخواهم نشانههای تنهایی را فراموش کنم؛ هر کسی که به سوی دوست برود، باید از همه چیز خود بگذرد و به او نزدیک شود.
هوش مصنوعی: از مژگان و چهرهام برای تو تدارکات و مقدمات دارم، آری، ای شاهی که سرزمینها را فتح میکنی، برایت گنج و سپاه نیاز است.
هوش مصنوعی: چشم از دیدن محبوب خالی شد و فاصلهای میان آنها افتاد. اگر راست میگویی و خواهان زیبایی او هستی، باید از خاک درگاه او سرمهای به دست آوری.
هوش مصنوعی: من از دوستی و عشق حتی با چهرهای غمگین لذت میبرم؛ هر کسی که بخواهد چیزی را بفروشد، باید مشتری خاصی داشته باشد که به ارزش آن پی ببرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.