دلا در عشق او رنگ دگر ریز
به جامی اشک خون از چشم تر ریز
نماندت آب اگر در دیده ای دل
ز مژگان پاره ای لخت جگر ریز
چو لعل دلکشم دامن به خون کش
چو سنگ آتشم برجان شرر ریز
چو شمع روشن از رگ ها به رخسار
سرشک آتشینم تا سحر ریز
گهی دود درونم بر فلک بر
گهی سیلاب خونم بر پدر ریز
به گردون گاهم از افغان علم زن
به هامون گاهم از مژگان درر ریز
رهی بگشای رخ و ز رشک آن باد
فلک را خاک رسوایی به سر ریز
به ایوانم چو طوبی قد برافراز
به دامانم ثمرها زان شجر ریز
هم از مرجان به جامم باده خشک
هم از گوهر به کامم نقل تر ریز
گهی برزخم دل ریشان نمک پاش
گهی در جیب درویشان شکر ریز
صفایی با قفس خو کن نه گلشن
خود ار آسوده خواهی بال و پر ریز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غم و درد ناشی از عشق سخن میگوید و به احساسات عمیق خود اشاره میکند. او میگوید که عشق او را تغییر داده و اشکها و خونِ دلش به نوبه خود میریزد. شاعر به زیباییهای عشق و همچنین به عذابهایی که از آن میکشد، اشاره میکند. او شباهت خود را به شمع و سنگ آتشین توصیف میکند و بیان میکند که در مواقعی آرام و در مواقعی پرتنش و غمگین است. شاعر در نهایت به این میپردازد که باید با وجود درد و رنج، به زندگی ادامه داد و از زیباییهایی که در آن وجود دارد، بهره برد.
هوش مصنوعی: ای دل، در عشق او طعم و رنگی دیگر را در جام خود بریز و اشکهای خونی را از چشمان تر و نگرانات بریز.
هوش مصنوعی: اگر در چشمانت اشکی بریزد، دیگر آبی برای تو نمیماند، چون دل از غم و اندوه پاره میشود و خون دلی از آن میریزد.
هوش مصنوعی: همانطور که گوهر زیبای دلم را با خون لطافت میبخشم، همچون سنگی که شعلههای آتش را سوزانده و گداخته میکند، جانم را هم به شوق میریزم.
هوش مصنوعی: من مانند شمعی روشن هستم که اشک سوزانم بر چهرهام میریزد و تا صبح ادامه دارد.
هوش مصنوعی: گاهی آتش درونم به آسمان میرسد و گاهی سیلاب خونم بر سر پدرم میریزد.
هوش مصنوعی: در آسمان، غم و اندوه من را به یاد بیاور و در بیابان، اشکهای من را چون دانههای مروارید بریز.
هوش مصنوعی: چهرهات را بگشا و بگذار تا آن باد آسمان از حسادت، مغرور و رسوا شود.
هوش مصنوعی: اگر مثل درخت طوبی، قد بلند و سرسبز باشی، میوههای خوشمزهای از شاخ و برگ تو بر دامنم میریزد.
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به زیبایی و دلچسبی شراب و شیرینی اشاره میکند. او میگوید که هم از مرجان و زیبایی آن، شراب خوشمزهای در جام دارد و هم از گوهر و ارزش آن، تنقلات خوشمزهای در دهانش وجود دارد. این به نوعی اشاره به لذتهایی است که از زیباییهای زندگی میبرد.
هوش مصنوعی: گاهی بر زخم دلهای داغدیده نمک میپاشد و گاهی در جیب فقیران شکر میریزد.
هوش مصنوعی: به جای این که به دنبال خوشی و آرامش در باغ و گلستان باشی، با محدودیتها و مشکلات خود سازگار شو و به آن عادت کن. اگر میخواهی آرامش داشته باشی، باید از آرزوهای بزرگ چشمپوشی کردی و با وضعیت کنونی خود کنار بیایی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
که دید آخر چنین لعلی گهرریز
که بر لعلی دگر نکند شکر ریز
بیا ساقی عرق در جام زر ریز
در آب خشک مروارید تر ریز
هلالی جام را شکل قمر کش
به بزم می کشان طرح دگر ریز
حریفان را به قدر وسع پیمای
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.