دردا که اشک خون به رخم کشف راز کرد
بازم به کار پرده دری برگ و ساز کرد
طومار غم که دیده ز مردم همی نهفت
برداشت دست از دل و بی پرده باز کرد
واعظ علاج عشق به هجرم حواله داشت
حمل حقیقت غم ما برمجاز کرد
جانان مرا برات رهایی به مرگ داد
بس لطف با من آن شه مسکین نواز کرد
بازم غمت که باهمه لاقیدی از دوکون
ما رانیازمند تو ای سرو ناز کرد
کمتر تحکمی که شد از عشق برعقول
محمود را مسخر حکم ایاز کرد
بادش زجفت ابروی طاق تو شرم ها
عابد که رو به قبله مسجد نماز کرد
با تاج شه ز دولت فقرم سری نماند
عشقت مرا به ترک کله سرافراز کرد
طوبی به روز وصل هم ای کاش داده بود
آن کو شراب فراق تو چندین دراز کرد
با فر بخت خویش صفایی کنم سپاس
کاقبال عشقم از دو جهان بی نیاز کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و درد فراق میپردازد. شاعر از درد و رنج ناشی از عشق سخن میگوید و به احساساتش در مواجهه با جدایی و غم میپردازد. او به زیبایی معشوقش اشاره میکند و از عشق به عنوان نیازی بنیادی یاد میکند. همچنین اشاره میکند که علیرغم رنجها و مشکلات، عشقش او را از دنیا بینیاز کرده و به او قدرت میبخشد. در کل، این شعر ترکیبی از اندوه، عشق و زیبایی است که در دل شاعر وجود دارد.
هوش مصنوعی: ای کاش آن درد و غم باعث شد که اشکهایم را با شدت بیشتری بر روی صورتم بریزم و راز درونم را فاش کند. اما در عوض، دوباره به کار پردهنشینی و نواختن ساز پرداختم.
هوش مصنوعی: غمی که در دل مخفی کرده بودم، حالا دیگر نتوانستم پنهانش کنم و بیپرده آن را به زبان آوردم.
هوش مصنوعی: واعظ به من گفت برای درمان عشق باید به جدایی پناه ببرم و واقعیت غم من را به صورت مجازی تعبیر کرد.
هوش مصنوعی: عشق من، به خاطر مرگم، برایم نامهای برای آزاد شدن نوشت و آن پادشاه مهربان با من بسیار مهربانی کرد.
هوش مصنوعی: غم تو دوباره به سراغم آمده و با وجود بیتوجهی تو، باز هم به تو نیاز دارم ای سرو دلربا.
هوش مصنوعی: در این بیت، بیان شده که وقتی عشق بر عقلها فشار میآورد، محمود، که یک شخصیت قدرتمند و با نفوذ است، به آسانی به حکم ایاز، که معروف به وفاداری و خدمتگزاری است، تسلیم میشود. در واقع، عشق میتواند منطق و خرد را تحت تأثیر قرار دهد و افراد قوی را نیز به چالش بکشد.
هوش مصنوعی: باد که از زیر ابروی قوس مانند تو میوزد، موجب شرمساری عابدان است، چون آنها به سمت قبله در مسجد در حال نماز هستند.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در مقام سلطنت و ثروت در جامعه هیچ جایگاهی ندارم، عشق تو باعث شده است که افتخار و سربلندیام را ترک کنم.
هوش مصنوعی: ای کاش در روز وصال، طوبی، آن کسی که شراب فراق تو را تا این حد دراز کرده بود، به من داده بود.
هوش مصنوعی: با خوش شانسی خود، به زندگی شادی میبخشم و از عشق خود سپاسگزارم که مرا از هر دو جهان بینیاز کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن کس که بر امیر در مرگ باز کرد
بر خویشتن نگر نتواند فراز کرد
آن بت که بر دلم در شادی فرازکرد
یک باره بر دلم دری ز مهر باز کرد
زلف جو سام بر دل مسکین من فکند
تا بر دلم جهان در خورشید باز کرد
بیخواب کرد چشم دلم در فراق خویش
[...]
تا بر دل من آن بت طناز ناز کرد
صد در ز ناز بر دل من باز باز کرد
تا دوست بر دلم در عالم فراز کرد
دل را به عشق خویش ز جان بی نیاز کرد
دل از شراب عشق چو بر خویشتن فتاد
از جان بشست دست و به جانان دراز کرد
فریاد برکشید چو مست از شراب عشق
[...]
ترکم به خنده چون دهن تنگ باز کرد
دل را لبش ز تنگ شکر بینیاز کرد
کافر، که رخ ز قبله بپیچیده بود و سر
چون قامتش بدید به رغبت نماز کرد
ای دلبری که عارض چون آفتاب تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.