گناه عاشق و معشوق را عقابی نیست
در این گناه بود پس دگر ثوابی نیست
خطا به عهد مکن بیش از این جفا با من
که روزحشرت از آن ماجرا جوابی نیست
ز دور نوش دهان تا فکنده ای دورم
به ساغرم به جز از درد غم شرابی نیست
جدا فتاده لبم تا ز لعل خون خوارت
سوای لخت جگر درکفم کبابی نیست
از آن زلال که یک دم مرا نصیب نبود
علی الدوام به جز اشک دیده آبی نیست
دلیل عشق همین بس مرا که هر شب و روز
ز ترکتاز خیال تو خورد و خوابی نیست
بنازم آن کف رنگین که روزگاری رفت
که جز به خوندل مردمش خضابی نیست
از آن دلیر شدی جور و بی حسابی را
که بی حسابی جور ترا حسابی نیست
به قتلم این همه تأخیر تا کی ای صیاد
ترا که هیچ ز خون ریزی اجتنابی نیست
به تاب آتش دوزخ مرا مترسان باز
که سخت تر ز بلای غمت عذابی نیست
به درک عقل کهن ترک عشق تو نکنم
که بی تو با همه حزمم توان و تابی نیست
صفایی این غم مکتوم را به کس مسرای
که شرح عشق جهان سوز درکتابی نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع عشق و درد ناشی از آن میپردازد. شاعر به گناه عاشق و معشوق اشاره میکند و میگوید که هیچ عذری برای این گناه وجود ندارد. او از درد و غم ناشی از دوری معشوق صحبت کرده و بیان میکند که در زندگیاش فقط اشک و غم وجود دارد. همچنین احساس میکند که همه چیزهایی که از معشوق دارد، به جز درد، بیمعناست. شاعر به عشقش میبالد و تأکید دارد که با وجود همه رنجها، نمیتواند عشق را ترک کند. در نهایت، او از عذاب عشق و درد دوری معشوق شکایت کرده و میگوید که هیچ کتابی نمیتواند عمق این عشق و درد را توصیف کند.
هوش مصنوعی: عاشق و معشوق در عشق خود، هیچ گناهی ندارند و در واقع، این عشق باعث میشود که دیگر از پاداش و ثواب خبری نباشد.
هوش مصنوعی: لطفاً دیگر به اشتباهاتتان ادامه ندهید و بیشتر از این با من بیرحمی نکنید، زیرا در روز جزا به خاطر آنچه که انجام دادهاید، پاسخی نخواهید داشت.
هوش مصنوعی: از زمانی که از دور نوشدهان به من نگاه کردی، به جز درد و غم چیزی در جام من باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: لب من از تو جدا افتاده و فقط لعل (لب) تو را میدرد، در حالی که در کفم هیچ چیز جز جگر کبابی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: نمیتوانم حتی یک لحظه از آن زلال بهرهمند شوم، و همیشه جز اشک چشمم چیز دیگری ندارم.
هوش مصنوعی: دلیل عشق من همین است که هر شب و روز تحت تاثیر خیال تو هستم و هیچ وقت خواب آرامی ندارم.
هوش مصنوعی: بسیار ستایش میکنم آن دست زیبا و رنگین را که روزگاری بود که دیگر نشانی از زندگی مردمش جز به خون دلشان باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: از آنجا که تو شجاع شدی و به بیانصافی و بیحسابی توجه نکردی، باید بدان که بیعدالتی برای تو هیچ نتیجهای ندارد.
هوش مصنوعی: ای صیاد، این همه تأخیر در به قتل رساندن من تا کی ادامه خواهد داشت؟ تو که هیچگاه از خونریزی کدورت و پرهیز نداری، پس چرا بیشتر میکشی؟
هوش مصنوعی: لطفاً مرا با ترس از آتش جهنم نترسان، زیرا درد و رنج ناشی از غم و اندوه تو به مراتب بدتر و سختتر است.
هوش مصنوعی: عقل قدیمی به من میگوید که عشق تو را ترک کنم، اما من هرگز این کار را نخواهم کرد؛ زیرا بدون تو، با تمام احتیاط و دقتی که دارم، هیچ قدرت و انرژی برای ادامه زندگی ندارم.
هوش مصنوعی: این غم نهانی و پنهانی را به کسی توضیح نده، زیرا عشق سوزان و دردآور برای توصیف در هیچ کتابی جایگاه ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.