گنجور

 
صفای اصفهانی

مرا کوهیست بار دل غم یارست پنداری

دل من نیست این کوه گرانبارست پنداری

انالحق میزند منصور وار این دل که من دارم

درون سینه تنگم سر دارست پنداری

شبی دیدم گل روی تو و عمریست بیخوابم

صف مژگان بچشمم دسته خارست پنداری

دلی دارم چو کوه اما تنی از موی لاغرتر

باندام ضعیفم پیرهن بارست پنداری

ز شش سو دل شد از اشراق عشق دوست نورانی

دل من بارگاه نور انوارست پنداری

دماغم زافتاب معرفت روشن شد ای سالک

سر سودائی من چرخ دوارست پنداری

سر این زاهد خودبین که عیب عاشقان گوید

بود از عشق خالی نقش دیوارست پنداری

تن من وادی و داود این وادی دل عاشق

زند هی نغمه توحید مزمارست پنداری

شنید انی انا الله از درخت خویش چون موسی

فضای سینه ام سینای اسرارست پنداری

چنان سوزد ز سودای غم عشق تو کز تابش

دل من در میان شعله نارست پنداری

نه از شمشیر تابم روی نز آب و نه از آتش

مرا با جان خود در عشق او کارست پنداری

زهر غافل مرا سنگ ملامت میخورد بر سر

سرای عزلتم دامان کهسارست پنداری

توئی یار و حبیب من پرستار و طبیب من

دلم مینالد از دست تو بیمارست پنداری

صفا را غوص دل از گنج دولت کرد مستغنی

مر این نظم دری لؤلؤی شهوارست پنداری

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
بابافغانی

از او قاصد بخشم آمد به من یارست پنداری

ز مرگم می دهد پیغام غمخوارست پنداری

نگاهی می کنم از دور و خرسندم بجان دادن

مراد از عاشقی این مردن زارست پنداری

کشم از دوستان جوری که داغ دشمنم سهلست

[...]

نظیری نیشابوری

به مویی بسته صبرم نغمه تارست پنداری

دلم از هیچ می رنجد دل یارست پنداری

به تحریک نسیمی خاطرم آشفته می گردد

به خودرایی سر زلفین دلدارست پنداری

نه پندم می دهد سودی نه کارم راست بهبودی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از نظیری نیشابوری
صائب تبریزی

ز زهرچشم او رگ در تنم مارست پنداری

سر هر موی بر تن نیش خونخوارست پنداری

ندارد اختیاری در گرستن چشم پرخونم

به دست رعشه داران جام سرشارست پنداری

ز شوخی در میان حلقه خط نقطه خالش

[...]

قدسی مشهدی

چو شمع امشب مرا در محفلش بار است پنداری

به مغز استخوانم شعله در کارست پنداری

چمن بشکفت و از دلها خروشی برنمی‌آید

قفس، تابوت مرغان گرفتارست پنداری

خیالش بی گمان امشب به خلوتخانه چشمم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه