بشنوید این نکته را ای اهل راز
شد از این مقبول محمودی ایاز
پیشتر زان محو گردی در جهان
خویش را از خاطر خود محو ساز
خوب بودی گر سخن از این و آن
پس روا بودی کلام اندر نماز
گر حریفت پر دغا افتاده است
نقد جان را در دغایش پاک باز
گرچه ناز از یار باشد خوش ادا
خوش نما باشد ز عاشق هم نیاز
فارغ آید از تمیز دیگران
هر که خود را کرده باشد امتیاز
چشم دل خواهی سعیدا وا شود
خاک پای [نیکوان] را سرمه ساز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، نسیبه به اهل راز یادآوری میکند که باید از دنیای مادی و خودپرستی دور شوند و خود را از خاطر محو کنند. او به اهمیت صحبت کردن در نماز و نداشتن کینه اشاره میکند و میگوید اگر رقیب دغلکاری داشته باشی، نباید جان خود را در دغدغه او مصرف کنی. همچنین، او اشاره میکند که اگرچه معشوق ممکن است خوشصورت و نازکدلان باشد، ولی این نیاز به عشق از طرف عاشق باید متوازن باشد. در نهایت، او تاکید میکند که کسی که خود را از دیگران متمایز کرده باشد، از قضاوت دیگران آزاد خواهد شد و باید به جای دل مشغولی، خاک پای نیکوکاران را سرمه چشم خود کند.
هوش مصنوعی: ای اهل حقیقت و معرفت، این نکته را بشنوید که ایاز، محبوب محمود، از این موضوع آگاهی یافته است.
هوش مصنوعی: قبل از اینکه در دنیا ناپدید شوی، فراموش کن که چه کسی هستی و از خودت بگذر.
هوش مصنوعی: اگر صحبت از موضوعات دیگر در نماز جایز بود، تو خوب میبودیت.
هوش مصنوعی: اگر رقیبت در دام فریب افتاده است، جان خود را با خلوص و صداقت در اختیار او قرار نده.
هوش مصنوعی: هرچند معشوق با زیبایی و ناز خود دلربایی میکند، اما عشق و نیاز عاشق نیز در این میان اهمیت دارد.
هوش مصنوعی: کسی که خود را از دیگران متمایز کرده و به استقلال فکری رسیده باشد، به راحتی از قضاوت و افکار دیگران بینیاز میشود.
هوش مصنوعی: اگر دل تو بخواهد، ای سعید، چشمت به خاک پای نیکان باز خواهد شد و آن را همانند سرمه برای چشمانت آماده خواهی کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا جهان بود از سر آدم فراز
کس نبود از راز دانش بینیاز
شب همه شب با تو میگوییم راز
تو به غفلت پایها کرده دراز
ای ز ما کرده فراموش گوییا
سوی ما هرگز نخواهی گشت باز
خیز و ترک خواب کن تا نیمهشب
[...]
من ز غفلت صد گنه را کرده ساز
تو عوض صد گونه رحمت داده باز
دیگران رفتند خانهٔ خویش باز
ما بماندیم و تو و عشق دراز
هرکی حیران تو باشد دارد او
روزه در روزه، نماز اندر نماز
راز او گوید که دارد عقل و هوش
[...]
یار با ما امتحانی کرد باز
لیک با بیگانه نتوان گفت راز
گر چه میکوشیم و جهدی میکنیم
تا کنیم از خودنمایی احتراز
خود اگر در خانه آبی میخوریم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.