گنجور

 
سعیدا

بشنوید این نکته را ای اهل راز

شد از این مقبول محمودی ایاز

پیشتر زان محو گردی در جهان

خویش را از خاطر خود محو ساز

خوب بودی گر سخن از این و آن

پس روا بودی کلام اندر نماز

گر حریفت پر دغا افتاده است

نقد جان را در دغایش پاک باز

گرچه ناز از یار باشد خوش ادا

خوش نما باشد ز عاشق هم نیاز

فارغ آید از تمیز دیگران

هر که خود را کرده باشد امتیاز

چشم دل خواهی سعیدا وا شود

خاک پای [نیکوان] را سرمه ساز

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
رودکی

تا جهان بود از سر آدم فراز

کس نبود از راز دانش بی‌نیاز

عبدالقادر گیلانی

شب همه شب با تو می‌گوییم راز

تو به غفلت پای‌ها کرده دراز

ای ز ما کرده فراموش گوییا

سوی ما هرگز نخواهی گشت باز

خیز و ترک خواب کن تا نیمه‌شب

[...]

مولانا

دیگران رفتند خانهٔ خویش باز

ما بماندیم و تو و عشق دراز

هرکی حیران تو باشد دارد او

روزه در روزه، نماز اندر نماز

راز او گوید که دارد عقل و هوش

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۱۸۶ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
حکیم نزاری

یار با ما امتحانی کرد باز

لیک با بیگانه نتوان گفت راز

گر چه می‌کوشیم و جهدی می‌کنیم

تا کنیم از خودنمایی احتراز

خود اگر در خانه آبی می‌خوریم

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۲۳ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه