گنجور

 
سعیدا

خلقی که می کنند به آب مدام بحث

هرگز نمی‌کنند به نان حرام بحث

بر لب نهند مهر خموشی هزار بار

بهتر که می کنند پی ننگ و نام بحث

یارب نگاه دار ز شر معاندان

کردند این گروه به خیرالانام بحث

با رند می کشی چه عجب گر کنند جبر

قومی که می کنند به پیران جام، بحث

دل زود شد ز هوش تهی پیش چشم تو

یک شیشه می چگونه کند با دو جام بحث

هرگز نشد نزول، جواب منقحی

هر چند کرده اند به علم کلام بحث

آهسته ای ز باب وداعش بر‌آمدیم

از بسکه بود در راه باب السلام، بحث

گوش و لب از شنیدن و گفتن گرفته به

فانی است چون جهان چه جواب و کدام بحث

افطار را به باده کن ای دل که می کند

امروز روز عید به شهر صیام بحث

حیف است می کنی به سعیدا تو گفتگو

کس دیده خواجه‌ای که کند با غلام بحث؟

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
جامی

در بزم ما که می رود از نقل و جام بحث

ای محتسب مکن ز حلال و حرام بحث

زان زلف و رخ که حجت دور و تسلسل است

باشد میان اهل نظر صبح و شام بحث

زان ماجرا که باده فرو ریخت از لبت

[...]

فیاض لاهیجی

ای بی‌لبت حرام بر اهل کلام بحث

عشق تو کرده در همه عالم تمام بحث

اشراقیان مدرسة عشق را بود

جز با زبان گوشة ابرو حرام بحث

سیمرغ معرفت نشود صید حرف (و) صوت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه