مگذار در حریم خرابات، پای بحث
[جایی] که جام باده بود نیست جای بحث
بیگانه گشته ایم ز معنی به چشم خلق
هرگز نکرده ایم زبان آشنای بحث
واعظ به زور شانه محاسن دراز کرد
افکنده است تا سر زانو ردای بحث
سررشتهٔ سلوک به دست آر تا به جهد
با سوزن جواب بدوزی قبای بحث
صدگونه بحث هست سعیدا جواب کو
زینهار با کسی نکنی ماجرای بحث
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به نقد بحث و جدلهای بیمورد در محافل میپردازد. شاعر به این موضوع اشاره میکند که در مکانهای مقدس و عمیقاحساس، نظیر خرابات، جایی برای بحث نیست و بهتر است که به تعمق در معانی بپردازیم. او میگوید که ما از فهم واقعی دور شدهایم و زبان ما برای بحث مناسب نیست. واعظان هم که فقط به ظاهر میپردازند، به بحث میپردازند در حالی که باید به حقیقت و سلوک پرداخته شود. در نهایت، شاعر خواستار دوری از ماجراهای بحث و جدلهای بیفایده است و بر لزوم داشتن معرفت تأکید میکند.
هوش مصنوعی: به تو پیشنهاد میکنم که در مکانهای حسابی و مهمی مثل خرابات، بحث و جدل نکن. جایی که فقط باید شراب بنوشی و از لذت آن بهرهمند شوی، مناسب بحث نیست.
هوش مصنوعی: ما از معنی حقیقی دور شدهایم و نمیتوانیم به زبان دیگران به درستی بیان کنیم.
هوش مصنوعی: واعظ با زور و فشار، موهای بلند و آراستهاش را نشان میدهد و تا زانو، لباس پر زرق و برقی بر تن کرده است تا به بحث و گفتگو پردازد.
هوش مصنوعی: سعی کن راه و رسم سلوک را در دست بگیری تا بتوانی با تلاش و دقت، پاسخ سوالات خود را مانند دوختن پارچه به هم وصل کنی.
هوش مصنوعی: سعیدا، درباره بحثهای مختلف صحبتهای زیادی وجود دارد. اما مواظب باش که ماجرای این بحث را با کسی در میان نگذاری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.