گنجور

 
جامی

در بزم ما که می رود از نقل و جام بحث

ای محتسب مکن ز حلال و حرام بحث

زان زلف و رخ که حجت دور و تسلسل است

باشد میان اهل نظر صبح و شام بحث

زان ماجرا که باده فرو ریخت از لبت

هر دم رود میان صراحی و جام بحث

منعم کنی ز رخ که بگو ترک بحث وصل

تا منع وارد است نگردد تمام بحث

با زاهد فسرده مگو شرح سر عشق

از نکته های خاص مکن پیش عام بحث

از لعل توست این همه غوغای ما بلی

از می رود به مجلس مستان مدام بحث

جامی حدیث لعل لبش گوی اگر کند

با منطق تو طوطی شیرین کلام بحث

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
فیاض لاهیجی

ای بی‌لبت حرام بر اهل کلام بحث

عشق تو کرده در همه عالم تمام بحث

اشراقیان مدرسة عشق را بود

جز با زبان گوشة ابرو حرام بحث

سیمرغ معرفت نشود صید حرف (و) صوت

[...]

سعیدا

خلقی که می کنند به آب مدام بحث

هرگز نمی‌کنند به نان حرام بحث

بر لب نهند مهر خموشی هزار بار

بهتر که می کنند پی ننگ و نام بحث

یارب نگاه دار ز شر معاندان

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه