گنجور

 
سعیدا

نیست روزی که این منادی نیست

نیست غم در دلی که شادی نیست

آدمی را ز حالت بشری

صفتی به ز نامرادی نیست

راز دل را به اشک می گفتم

لیک طفل است اعتمادی نیست

از پی هیچ کس به جا نرسی

مر تو را گر خدای، هادی نیست

جز بیابان اشتیاق، [سعید]

ره به کویش ز هیچ وادی نیست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
میرزا حبیب خراسانی

در ره عشق نامرادی نیست

جنس بازار دل کسادی نیست

بسخنهای زاهد و مفتی

مرو از ره که اعتمادی نیست

بسوی شیخ استناد مکن

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه