گنجور

غزل شمارهٔ ۹۹۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

عرض نادادن کمال خود، کمال دیگرست

چهره پوشیدن حالان را جمال دیگرست

می کند هر چند چشم شور طوفان در گزند

خودپسندی مرد را عین الکمال دیگرست

کیست عقل کل که در چرخ آورد افلاک را؟

جنبش این سایه از رعنا نهال دیگرست

گر چه حسن آن پریرو بی مثال افتاده است

رزق هر آیینه ای از وی مثال دیگرست

زان به ظاهر بسته ام از شکر لب، کز سایلان

شکر بی اندازه تمهید سؤال دیگرست

آدمی هر چند باشد در هنر کامل عیار

خویش را کامل ندانستن کمال دیگرست

ظلمت شبهای هجران رنگ بست افتاده است

ورنه هر داغ آفتاب بی زوال دیگرست

لقمه خوان کرم هر چند چرب افتاده است

بر جگر دندان فشردن ها نوال دیگرست

بی دماغی را که سر می پیچد از آزادگی

سایه بال هما صائب و بال دیگرست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.