گنجور

 
صائب تبریزی
 

نکند باده شب، سوختگان را سیراب

تشنه در خواب شود تشنه تر از خوردن آب

پیش از آن دم که کند خون شفق را شب مشک

همچو خورشید برافروز رخ از باده ناب

در بهاران مشو از باده گلگون غافل

که ز هر لاله در آتش بودش نعل شتاب

به جوانی نتوانی چو رسیدن، باری

جهد کن عهد جوانی جهان را دریاب

به جوانی نتوانی چو رسیدن، باری

جهد کن عهد جوانی جهان را دریاب

تا توان نغمه سیراب شنید از بلبل

مشنو زمزمه خشک نی و چنگ و رباب

هر چه داری گرو باده کن ایام بهار

در خزان از گرو باده برآور اسباب

تا بود نغمه بلبل، مشنو ساز دگر

تا بود دفتر گل، روی میاور به کتاب

با نفس سوختگی لاله برآمد از سنگ

به کدورت چه فرو رفته ای، ای خانه خراب

شور بلبل نمکی نیست که دایم باشد

نمکی چند ازین شور بیفشان به کباب

عارفان غافل از افسانه دنیا نشوند

بلبلان را نکند صبح بهاران در خواب

نوبت خواب به شب های دی افکن صائب

که حرام است درین فصل به بیداران خواب

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.