گنجور

 
صائب

از خصم کجروست چه غم راست خانه را؟

تیر کج است آیه رحمت نشانه را

اشک از دل دو نیم شود با اثر که خاک

کرد از خراش سینه برومند دانه را

از غافلان زبان نصیحت کشیده دار

ضایع مکن به اسب حرون تازیانه را

دل را مده عنان تصرف به دست نفس

از دزد پاس دار کلید خزانه را

مرغی که زیرک است درین طرفه صیدگاه

بیند به یک نظر گره دام و دانه را

ز اصلاح بی نیاز بود خط اوستاد

زنهار ره مده به خط سبز شانه را

چون غافلان فریب خوشامد مخور که هست

در پرده خوابهای گران این فسانه را

تا همچو باد، عمر سبکرو نرفته است

سستی مکن، ز کاه جدا ساز دانه را

آه هواپرست به مقصد نمی رسد

نتوان زدن به تیر هوایی نشانه را

ممنون شوم ز هر که به من کج کند نگاه

تیر کج است آیه رحمت نشانه را

این زهر، سازگار به عادت نمی شود

برخود کنم چگونه گوارا زمانه را؟

دارد همان سر از پی ما سیل حادثات

صائب به آب اگر چه رساندیم خانه را

 
 
 
مشکلات اینترنت
غزل شمارهٔ ۷۴۶ به خوانش عندلیب
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
شاکر بخارایی

نفرین کنم ز درد فعال زمانه را

کو کبر داد و منفعت این کوفشانه را

آن را که با مکوی و کلابه بود شمار

بربط کجا شناسد و چنگ و چغانه را

مسعود سعد سلمان

بین ای مه آسمان و مبین آسمانه را

وآهنگ باغها کن بگذار خانه را

کامروز هم نخواهد مرغ آشیانه را

خندید باغ ملک به خندان چمانه را

امیر معزی

ای یادگار خواجهٔ ماضی زمانه را

وی رسم تو سبب‌ْ شرف جاودانه را

راضی است جان ز رسم تو در روضهٔ جنان

آن خواجهٔ مبارک و صدر یگانه را

هرچند فارغی و به شادی نشسته‌ای

[...]

سراج قمری

هین در فکن به جام، شراب مغانه را

پرنور کن ز قبلهٔ زردشت خانه را

سرد است، گرم کن ز تف آتش شراب

این هفت سردسیر خراب زمانه را

هرچند ضد یکدگرند این چهار طبع

[...]

ناصر بخارایی

ساقی بیار جام شراب مغانه را

مطرب نکو بزن غزل نو ترانه را

پایان مباد دور قدح را که زیرکان

پایان ندیده‌اند جفای زمانه را

واعظ مگو که مست نیابد قبول یار

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه