گنجور

غزل شمارهٔ ۶۸۳۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چه شود گر به پیامی دل من شاد کنی؟

پیش ازان روز که بسیار مرا یاد کنی

می کند یک سخن تلخ مرا شادی مرگ

گر نخواهی به شکرخنده دلم شاد کنی

رتبه عشق خداداد ز خوبی کم نیست

ناز تا چند به این حسن خداداد کنی؟

زیر دامان گل از داغ غریبی سوزد

بلبلی را که تو از دام خود آزاد کنی

دل آباد مرا زیر و زبر گر سازی

به ازان است که صد بتکده آباد کنی

باطن عشق بود تیغ دودم ای خسرو

مصلحت نیست که خم در خم فرهاد کنی

حسن را شکوه عشاق کند ظالمتر

صائب از دوست مبادا گله بنیاد کنی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی