گنجور

غزل شمارهٔ ۶۸۱۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

پرده بردار ز رخسار که دیدن داری

سربرآور ز گریبان که دمیدن داری

منت خشک چرا می کشی از آب حیات؟

تو که قدرت به لب خویش مکیدن داری

چشم بد دور ز مژگان شکار اندازت

که بر آهوی حرم حق تپیدن داری

می چکد گر چه طراوت ز تو چون سروبهشت

قامتی تشنه آغوش کشیدن داری

فکر تسخیر تو چون در دل عاشق گذرد؟

که در آیینه ز خود فکر رمیدن داری

می کنم رحم به دلسوختگان ای لب یار

گر بدانی که چه مقدار مکیدن داری

صائب این پنبه آسودگی از گوش برآر

اگر از ما هوس ناله شنیدن داری

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سیداکبرسلیمانی در ‫۵ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۵۹ نوشته:

در مصرع اول بیت یکی مانده به آخر " می کنم رحم به دلسوختگان ای لب یار " به نظرم " می کنی رحم به دلسوختگان ای لب یار " باشد. چرا که با توجه به مصرع دوم، با " می کنم..." معنی نمیده
می کنی رحم به دلسوختگان ای لب یار
گر بدانی که چه مقدار مکیدن داری

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.