گنجور

غزل شمارهٔ ۶۶۵۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای در آتش از هوایت نعل هر سیاره ای

از بیابان تمنای تو خضر آواره ای

می تواند مهربان کرد آن دل بی رحم را

آن که سازد آب و آتش جمع در هر خاره ای

بی قراری گر کند معذور باید داشتن

هر که دارد در گریبان چون دل آتشپاره ای

در شکست ماست حکمت ها که چون کشتی شکست

غرقه ای را دستگیری می کند هر پاره ای

در سخن پیچیده ام زان رو که چون طفل یتیم

غیر اشک خود ندارم مهره گهواره ای

قطع کن امید صائب یارب از اهل جهان

چند جوید چاره خود را ز هر بیچاره ای؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.