گنجور

غزل شمارهٔ ۶۵۵۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نفس ظلمانی نمی دارد محابا از گناه

نیست پروا طفل زنگی را ز پستان سیاه

از هوا گیرند بی مغزان حدیث پوچ را

کهربا را می پرد چشم از برای برگ کاه

می کند دل را سیه نور چراغ عاریت

نیست ممکن شستن داغ کلف از روی ماه

زینهار از کنج عزلت پای خود بیرون منه

کز بها افتاد یوسف تا برون آمد ز چاه

نیست در پایان عمر از رعشه پیران را گزیر

بر فروغ خویش می لرزد چراغ صبحگاه

سجده شکرش به دامان قیامت می کشد

هر که را صائب شود آن طاق ابرو قبله گاه



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.