گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

غزل شمارهٔ ۶۴۹۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نگردد بی صفا از خط لب گوهرنثار او

که می شوید سیاهی را عقیق آبدار او

سهی سروی که چشم من سفید از انتظارش شد

ز تمکین برنمی خیزد غبار از رهگذار او

شود چون ناف آهو مشک خون در حلقه چشمش

به خاطر بگذراند هر که زلف مشکبار او

کجا خودداری از پروانه بی تاب می آید؟

در آن محفل که با مجمر به رقص آید شرار او

می ممزوج را از صرف بهتر می توان خوردن

زیاد از چشم باشد فیض لعل آبدار او

دو عالم گر شود زیر و زبر از جا نمی خیزد

سپندی را که بر آتش نشاند انتظار او

تمام عمر باشد روزنش از روز دگر خوشتر

شبی چون زلف هر کس سرگذارد در کنار او

حلالش باد هر آبی که می نوشد درین گلشن

چو تا آن کس که گردد آب می در جویبار او

به جای اشک، آب زندگی در دیده اش گردد

دل هر کس که چون صائب شود آیینه دار او



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.