گنجور

 
 
شجره‌نامهٔ شخصیتهای شاهنامه
فضولی

اگر بگذشت مجنون من بماندم یادگار او

وگر شد کوهکن هم من کمر بستم به کار او

نمی خواهم که میرد در رهت اغیار می ترسم

شود خاک و در آید باز در چشمم غبار او

بآب دیده ام افتاد عکس نوک مژگانش

[...]

صائب

نگردد بی صفا از خط لب گوهرنثار او

که می شوید سیاهی را عقیق آبدار او

سهی سروی که چشم من سفید از انتظارش شد

ز تمکین برنمی خیزد غبار از رهگذار او

شود چون ناف آهو مشک خون در حلقه چشمش

[...]

بیدل دهلوی

به این موهومی‌ام یا رب‌ که‌ کرد آیینه‌دار او؟

تحیر تا کجا گیرد ز صفر من شمار او؟

سراغِ خویش یابم تا رهِ تحقیق او گیرم

مرا در خود نهان دارد جمال آشکار او

حریف ساغر خورشید پیمایی‌ که می‌گردد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از بیدل دهلوی
واقف لاهوری

خزان خط به جا نگذاشت رنگی از بهار او

دل اکنون داغ می‌گردد ز سیر لاله‌زار او

من ای طفل یتیم گوهر از بخت تو حیرانم

که در گهوارهٔ زر داده جایت گوشوار او

ز صافی رنگ هم بر روی او نتواند استادن

[...]

طغرل احراری

بتی دارم که صد میخانه باشد در کنار او

بتان را فرض باشد سجده طواف مزار او

نباشد باغ امکان را گلی همچون گل رویش

اگر چندی که نشکفته‌ست یک گل از هزار او

گلوی تشنه‌ام می‌خواهد آبی از دلم تیغش

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه