گنجور

 
صائب تبریزی
 

منه زنهار ای غافل ز حد خود قدم بیرون

که ریزد خون خود صیدی که آید از حرم بیرون

چه کشتی ها که از آب گهر می گشت طوفانی

عقیق آبدار او اگر می داد نم بیرون

تو چون در جلوه آیی از که می آید عنانداری؟

که دنبال تو از بتخانه می آید صنم بیرون

مجو از بی زبانان محبت ناله پردازی

که اینجا بی صریر از خامه می آید رقم بیرون

زمین چون آسمان در دیده ها می بود زنگاری

اگر می داد چون آیینه دلها زنگ غم بیرون

ندارد دانه ای جز خوردن دل دام صحبت ها

منه تا ممکن است از گوشه عزلت قدم بیرون

مشو غافل ز آه عجز با هر کس طرف باشی

که باشد فتح ازان جانب که آید این علم بیرون

دل صد چاک را از آه چون مانع توانم شد؟

که می آید به قدر شق سیاهی از قلم بیرون

میسر نیست تاب از زلف بردن لاله رویان را

کجا از موی آتش دیده آید پیچ و خم بیرون؟

کدامین بی خبر زد بر دل مجروح من خود را؟

که می آیدنفس از سینه چون تیغ دودم بیرون

سبکدستی که شوید گرد غم از دل نمی یابم

مگر تاک آورد از آستین دست کرم بیرون

نگردد راست هر پشتی که از منت دو تا گردد

نبرد از ماه نو صائب نشاط عید خم بیرون

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.