گنجور

غزل شمارهٔ ۶۱۵۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا برآورد آن بهشتی روی از بر پیرهن

بر تن سیمین بران شد از عرق تر پیرهن

از عرق زد ماه کنعان غوطه ها در رود نیل

تا ز مستی چاک زد آن سیم پیکر پیرهن

از لطافت معنی نازک نمی آید به چشم

کاش آن سیمین بدن می داشت در بر پیرهن

پرتو مهتاب می سازد کتان را تار و مار

کی شود پوشیده آن سیمین بدن در پیرهن؟

باده گلگون به رنگ خود برآرد شیشه را

زان تن چون برگ گل گردید احمر پیرهن

می شود چون روی ماه مصر از سیلی کبود

گر ز برگ گل کند آن نازپرور پیرهن

هر که را از پوست چون بادام بیرون آورد

عشق شیرین کار می پوشد ز شکر پیرهن

پرده پوش ما سیه رویان حجاب ما بس است

کز بهار خود کند ایجاد، عنبر پیرهن

شور سودا فارغ از فکر لباسم کرده است

از کف خود می کنم چون بحر در بر پیرهن

نیست چون مجمر به عود خام صائب چشم من

تا ز دود دل توان کردن معطر پیرهن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.