گنجور

غزل شمارهٔ ۶۱۲۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آن که ننشیند کنون از ناز در پهلوی من

تکیه گاهش بود در مستی سر زانوی من

این زمان بی اعتبارم، ورنه آن سیب ذقن

در سر مستی مکرر بود دستنبوی من

گل نمی زد بر قفس مرغ گرفتار مرا

آن که حرف سخت می گوید کنون بر روی من

من که در دستم کمان آسمان ها بود نرم

سست گردید از کمان سخت او بازوی من

چون هدف آغوش رغبت عالمی وا کرده اند

تا که را از خاک بردارد کمان ابروی من

چشم پاک من بود از خاک دامنگیرتر

سرو نتواند گذشتن از کنار جوی من

کلک من دارد در انشای سخن دست دگر

آب صائب می شود چون تاک می در جوی من



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

به دلیل تغییرات سایت موقتا امکان ارسال حاشیه وجود ندارد.

گنجور رومیزی