گنجور

غزل شمارهٔ ۵۹۲۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از ناله نی راز دل عشق شنیدیم

زین کوچه به سر منزل مقصود رسیدیم

راهی به سر آن مه شبگرد نبردیم

چندان که چو خورشید به هر کوچه دویدیم

دیدیم که بر چهره گل رنگ وفا نیست

ما نیز سر خود به ته بال کشیدیم

در دیده ما نشتر آزار شکستند

هر چند چو خون در رگ احباب دویدیم

با زلف بگو در پی صید دگر افتد

ما از خم دامی که رمیدیم، رمیدیم

از گریه ما هیچ دلی نرم نگردید

در ساعت سنگین سر این تاک بریدیم

در گوش ز فریاد جرس پنبه گذاریم

نشنیدنی از همسفران بس که شنیدیم

چون موج نشد قسمت ما گوهر مقصود

هر چند که از طول امل دام کشیدیم

دیدیم که در روی زمین اهل دلی نیست

چون غنچه به کنج دل خود باز خزیدیم

کردیم وداع کف خاکستر هستی

روزی که به آن شعله جانسوز رسیدیم

دیدیم ندارد سر ما زاهد بیدرد

از صومعه خود را به خرابات کشیدیم

شیر شتر و روی عرب چند توان دید؟

پا از سفر کعبه مقصود کشیدیم

هر چند ز خط راه توان برد به مضمون

ما هیچ به مضمون خط او نرسیدیم

در سینه دل، چاک فکندیم چو صائب

این نامه به تدبیر نشد باز، دریدیم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.