گنجور

 
صائب تبریزی
 

ما پرده های گوش خود از هوش کرده ایم

پندی که داده اند به ما گوش کرده ایم

در آبگینه خانه بینش نشسته ایم

لب را ز حرف بیهده خاموش کرده ایم

گر حنظل سپهر به ساغر فشرده اند

با جبهه گشاده چو گل نوش کرده ایم

دارد چو تاک اگر رگ خامی شراب ما

تقصیر سعی ماست که کم جوش کرده ایم

بر خار خشک اگر نظر ما فتاده است

از یک نگاه، لاله بناگوش کرده ایم

داریم یاد هر که به ما کرده نیکویی

نیکی به هر که کرده فراموش کرده ایم

مگذار دست غیر به گردن رسد ترا

ما صبح را ز آه، سیه پوش کرده ایم

ما را اگر چو خامه ببرند سر، رواست

احباب را به نامه فراموش کرده ایم

صائب حرام باد به ما ذوق گفتگو

گر اینچنین سخن ز کسی گوش کرده ایم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.