گنجور

غزل شمارهٔ ۵۷۸۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

رنگین شده است بس که ز خونین ترانه ام

مرغان غلط کنند به گل آشیانه ام

هر پاره از دلم در توحید می زند

یک نقش بیش نیست در آیینه خانه ام

دل خوردن است قسمتم از گرد خوان چرخ

از مرکز خودست چو پرگار دانه ام

چون موجه سراب درین دشت آتشین

از پیچ و تاب خویش بود تازیانه ام

چشمم چو شمع نیست به جام و سبوی کس

از گریه خودست شراب شبانه ام

سودای زلف سلسله جنبان گفتگوست

کوته نمی شود به شنیدن فسانه ام

آن بلبل غریب نوایم که در چمن

ننشست جوش سینه گل از ترانه ام

مستغنی ام ز خلق که اکسیر عشق ساخت

چون آفتاب چهره زرین خزانه ام

چون غنچه داشتم دل جمعی درین چمن

برباد داد یک نفس بیغمانه ام

صائب ز جای خود نبرد حرف حق مرا

از تیر راست، روی نتابد نشانه ام



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.