گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

غزل شمارهٔ ۵۰۹۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

می ز شرم لب می آشامش

عرق شرم گشت درجامش

خال دلکشترست یا زلفش ؟

دانه گیراترست یا دامش ؟

در دل آفتاب،خون ز شفق

می کند بوسه لب بامش

من که بودم ز پسته یکدل تر

دو دلم کرد چشم بادامش

آن که روزم چو پشت آینه کرد

می توان دید رو دراندامش

عشق خونخوار خلوتی دارد

که بود چشم شیر گلجامش

می توان خواند همچو آب روان

ازعقیق سرشک من نامش

می کند وحشت از جهان ،صائب

دل هر کس که می شود رامش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.