گنجور

غزل شمارهٔ ۵۰۲۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به احتیاط نظر کن به چشم جادویش

که در کمین رمیدن نشسته آهویش

گلی که از عرق شرم نیست شبنم ریز

پلی است آن طرف آب، طاق ابرویش

هزار صید به یک تیر می تواند کشت

فتاده بر سر هم بس که صید درکویش

عزیز مصر چنین یوسفی ندارد یاد

که سنگ خاره شود لعل درترازویش

به غنچه ای سرو کارست عندلیب مرا

که از حیا به گریبان نمی رسد بویش

اگر به گل قدم دیگران فرو رفته است

مرا به سنگ فرو رفته پای درکویش

ز رشک زلف سیاه توخورد چندان خون

که نافه هم به جوانی سفید شد مویش

همان ز موج صفا زنگ می برد از دل

ز خط اگر چه نشسته است گردبر رویش

حریف ناوک مژگان نمی شوی صائب

مکن دلیر تماشای چشم جادویش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.