مهی که زینت حسنست گرمی خویش
طپانچه بر رخ خورشید میزند رویش
چرنده را ز چرا باز میتواند داشت
نگاه دلکش ناوک گشای آهویش
هزار خنجر زهر آب داده نرگس او
کشیده بهر دلیری که بنگرد سویش
چنان ربود دل مرا که هیچ دیده ندید
همین که یافت محل غمزهٔ محل جویش
ز راه دیده به دل میرسد هزار پیام
به نیم جنبشی از گوشههای ابرویش
خدنگ نیمکش غمزهاش نخورده هنوز
به من چشانده فلک زور و دست و بازویش
نهفته کرده کمانی به زه که بیخبرند
ز ناوک افکنی آن دو چشم جادویش
خموشیش نه ز اعراض بود دی که نداد
به لب مجال سخن غمزه سخنگویش
هنوز محتشم آن ماه نارسیده ز راه
بیا ببین که چه غوغاست بر سر کویش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ زیبایی و جذبهٔ معشوق است که با توصیفاتی خاص این احساس را منتقل میکند. شاعر از تاثیر چشمان معشوق و نگاه دلربا و نافذ او میگوید که بر دل او تاثیری عمیق دارد. به تصویر کشیدن خنجرهای زهرآلود نرگس و کمانی که به زه بسته شده، نمادی از قدرت و خطر جذابیت معشوق است. شاعر بیان میکند که حتی با یک نگاه از جانب او، عواطف و پیامهایی به دل او میرسد. در نهایت، او به زیبایی و غوغای موجود در مکان معشوق اشاره دارد. این شعر به خوبی حس عاشقانه و دل باختگی را به تصویر کشیده است.
هوش مصنوعی: ماه که زیباییاش دلرباست، به گرمی وجودش بر چهرهی خورشید نقش میزند.
هوش مصنوعی: آهو میتواند دلربایی چشمگیر و زیبا داشته باشد که توجه و علاقه را جلب میکند، و این جذابیت میتواند دلیلی باشد برای اینکه افراد از او دور نشوند و دلمشغولیهای خود را فراموش کنند.
هوش مصنوعی: هزار خنجر زهرآلود از چشمان نرگس او به سمت هر کسی که به او نگاه کند، کشیده شده است.
هوش مصنوعی: دل مرا به گونهای ربود که هیچکس متوجه نشد، فقط زمانی که جایگاه ناز او را دیدم، فهمیدم که در کجا باید دنبالش بگردم.
هوش مصنوعی: با نگاهی به چهره محبوب، حس و حال عمیق و پیچیدهای به دل میرسد که حتی یک حرکت کوچک از ابروهای او میتواند هزاران احساس و پیام را منتقل کند.
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا و فریبنده او هنوز به من آسیب نرساندهاند، اما تقدیر و سرنوشت با تمام قدرتش در کمین من است.
هوش مصنوعی: کمانکشیدهای در دل خود، که بیخبرند از تیرک زدن چشمان جادوییاش.
هوش مصنوعی: خاموشیات ناشی از بیرغبتی نیست، بلکه به این دلیل است که لبهایت مجال بیان کلام را نمیدهند و نگاهت خود سخن را میگوید.
هوش مصنوعی: هنوز آن ماه زیبا به ما نرسیده، بیا و ببین که چه شور و هیجانی بر سر کوچهاش برپا شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نظر ز دیده بدزدم چو بنگرم رویش
که دیده نیز نخواهم که بنگرد سویش
مرا به دیده درون خواب از کجا آید؟
که شب نماند به عالم ز پرتو رویش
ولی ز رویش اگر در جهان نماند شبی
[...]
بدان امید که ناگه ببینم آن رویش
به هر بهانه برم روزگار در کویش
ز شوق دیدن خالش کشیم ناله و آه
من شکسته چها می کشم ز هندویش
کشیده نیل بر ابرو ز بهر چشم بد او
[...]
پری وشی دل دیوانه میکشد سویش
که نیست حد بشر سیر دیدن رویش
به نوگلی نگرانم که میدمد چو گیاه
کرشمه از در و دیوار گلشن کویش
هنوز تیغ نیالوده تیز دستی بین
[...]
به احتیاط نظر کن به چشم جادویش
که در کمین رمیدن نشسته آهویش
گلی که از عرق شرم نیست شبنم ریز
پلی است آن طرف آب، طاق ابرویش
هزار صید به یک تیر می تواند کشت
[...]
مباش در پی مردم چو چشم عیباندیش
چو کرم پیله فرو بر سری به خانه خویش
ز ننگ دیدن تو دست میزند بر سر
ترا خیال، که تسلیم میکند درویش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.