گنجور

 
صائب تبریزی
 

قد ترا سرواعتدال ندارد

این خم وچم ابروی هلال ندارد

رتبه درویش را به شاه چه نسبت

دولت آزادگی زوال ندارد

هیچ دلی نیست بی غبار کدورت

روی زمین چشمه زلال ندارد

در سر این چارسو که سنگ عقیق است

گوهر ما قیمت سفال ندارد

شبنم من از رخ زوال چکیده است

طاقت خورشیدبی زوال ندارد

راستی قول سروگلشن جان است

حیف که باغ تو این نهال ندارد

صائب پشمینه پوش را که شناسد

مهر طلا بر قبای آل ندارد

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.