رَستنش از دامت احتمال ندارد
مرغ اسیریست دل که بال ندارد
آن قدر و رفتار بین که سرو خرامان
جلوه جانبخش این نهال ندارد
روی تو ماهست لیک در خم ابرو
ماه به رخ عنبرین هلال ندارد
خسته دلم صید کودکیست که هرگز
رحم به مرغ شکسته بال ندارد
نالم و دانم که ره به گوش تو ای گل
ناله مرغ ضعیف نال ندارد
زینت حسن است تیره بختی عاشق
روی تو حاجت به خط و خال ندارد
ساخته مشتاق با گدائی کویت
داعیه حشمت و جلال ندارد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از رنج و حسرت عاشقانهاش میگوید. او خود را همچون مرغی میبیند که از عشق به معشوق گرفتار آمده و بال پرواز ندارد. تصویر سرو خرامان و ماه روشن، نمادهایی از زیبایی معشوقند که شاعر به آنها حسرت میورزد. در عین حال، شعر به بدبختی و تیرهبختی عاشق اشاره دارد و میگوید که زیباییهای معشوق نیازی به نقش و نقوش ندارد. شاعر با تواضع، خود را گدایی در کوی عشق معرفی میکند و به عدم جلال و شکوه در عشق میپردازد.
هوش مصنوعی: پرواز کردن این مرغ اسیر که دلش گرفتار است، ممکن نیست، چون بالی ندارد.
هوش مصنوعی: به قدری رفتار و زیبایی را مشاهده کن که هیچ جوانهای به اندازهی سرو خوشخرام، روحافزایی ندارد.
هوش مصنوعی: وجود تو مانند ماه است، اما در قوس ابروی تو، ماه نمیتواند به زیبایی و جلوهی هلال خوشبو باشد.
هوش مصنوعی: دل من خسته است و مانند کودکی میماند که هیچ رحم و مروتی برای پرندهای که بالهایش شکسته وجود ندارد.
هوش مصنوعی: من دردم را میکشم و میدانم که صدای نالم به گوش تو نمیرسد، ای گل. صدای این پرنده ضعیف هیچ تاثیری ندارد.
هوش مصنوعی: زیبایی تو برای دلشکستههای عاشق، مانند زینتی است و نیاز به نشانهها و علامتهای خاص ندارد.
هوش مصنوعی: محبت و علاقهای که نسبت به تو دارم، هیچ ادعایی از عظمت و شکوه ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
قد ترا سرواعتدال ندارد
این خم وچم ابروی هلال ندارد
رتبه درویش را به شاه چه نسبت
دولت آزادگی زوال ندارد
هیچ دلی نیست بی غبار کدورت
[...]
دولت فقر آفت زوال ندارد
ای خنک آنکس که ملک و مال ندارد
گریه بود ترجمان آنکه زبانی
پیش تو هنگام عرض حال ندارد
چشم تر است آبیار کشت محبت
[...]
نکهت زلف تو را شمال ندارد
بوی تو را نافهٔ غزال ندارد
گر به مثل سنگ طور آینه گردد
طاقت آن حسن بی مثال ندارد
جان جهانی فدای آن لب میگون
[...]
عاشقم و، عشق من زوال ندارد
رفتنم از کویت احتمال ندارد
وای بحالم، ز بیکسی که بکویت
هیچکسم آگهی ز حال ندارد
چون ندهم تن بدوری تو، که از پی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.