گنجور

غزل شمارهٔ ۴۳۵۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل راه در آن زلف گرهگیر ندارد

دیوانه ما طالع زنجیر ندارد

مژگان بلند تو رساتر ز نگاه است

حاجت به پر عاریه این تیر ندارد

در دیده آن کس که به معنی نبرد راه

زندان بود آن خانه که تصویر ندارد

پیری نه شکستی است که اصلاح توان کرد

بر در زدن ازان خانه که تعمیر ندارد

از هرزه درایی اثر از بانگ جرس خاست

بسیار چو شد زمزمه تأثیر ندارد

پرشور شد آفاق ز بانگ قلم من

فریاد نیستان مرا شیر ندارد

در سینه هر کس که نباشد الف آه

صائب چو نیامی است که شمشیر ندارد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.