گنجور

غزل شمارهٔ ۴۰۹۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر ساغری به آن لب خندان نمی رسد

هر تشنه لب به چشمه حیوان نمی رسد

آه من است در دل شبهای انتظار

طومار شکوه ای که به پایان نمی رسد

عاشق کجا وبوسه آن لعل آبدار

آب گهر به خار مغیلان نمی رسد

از جوش عاشقان نشود تنگ خلق عشق

تنگی ز کاروان به بیابان نمی رسد

کا مرا به مرگ نخواهد گذاشت عشق

این کشتی شکسته به طوفان نمی رسد

در کشوری که پاره دل خرج می شود

انگشتری به داد سلیمان نمی رسد

وقت خوشی چو روی دهد مغتنم شمار

دایم نسیم مصر به کنعان نمی رسد

کوتاهی از من است نه از سرو ناز من

دست ز کار رفته به دامان نمی رسد

هرچند صبح عید ز دل زنگ می برد

صائب به فیض چاک گریبان نمی رسد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فرّخ نوشته:

لطفا مصراع اول بیت ۵ تصحیح گردد:
کار مرا به مرگ نخواهد گذاشت عشق

👆☹

ســراج نوشته:

ganjoor.net/saeb/…saeb/sh61/
کار مرا به مرگ نخواهد گذاشت عشق…

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.