گنجور

غزل شمارهٔ ۳۹۲۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چو در پیاله رنجش می عتاب کند

پیاله روترش از تلخی شراب کند

نسیم بی ادب امروز تند می آید

مباد رخنه در آن غنچه نقاب کند

رخش ز باده فروزان شدآفتاب کجاست

که بهر خرمن خود برق انتخاب کند

ز سوزعشق رگ وریشه ام چنان گرم است

که برق راخس وخاشاک من کباب کند

غبار خاطر من گربه گریه آمیزد

چه خاکها که نه در کاسه حباب کند

فروغ عقل شود محو چون ستاره صبح

چوآفتاب قدح پای در رکاب کند

بس است شوربرآمدزجان مخموران

تبسم تو نمک چند در شراب کند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر