گنجور

 
صائب تبریزی
 

زبان شکوه ما لعل یار می بندد

لب پیاله دهان خمار می بندد

ز جوش باده خم از جای خویشتن نرود

جنون چه طرف ازین خاکسار می بندد؟

غبار خاطر من آنقدر گران خیزست

که ره به جلوه سیل بهار می بندد

به من عداوت این چرخ نیلگون غلط است

کدام آینه طرف از غبار می بندد؟

به این امید که در دامن تو آویزد

نسیم پیرهن از مصر بار می بندد

اگر نه روی تو آیینه را دهد پرداز

دگر که آب درین جویبار می بندد؟

کلید آه ترا جوهری اگر باشد

که بر رخ تو در این حصار می بندد؟

به دست، کار جهان را تمام نتوان کرد

جهان ازوست که همت به کار می بندد

جواب آن غزل بلبل نشابورست

که رنگ لاله و گل برقرار می بندد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.