گنجور

غزل شمارهٔ ۳۵۲۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

فتنه را چشم سیه مست تو هشیار کند

شرم را روی عرقناک تو بیدار کند

هرکه را فکر سر زلف تو در هم پیچد

کمر وحدت خود حلقه زنار کند

نکند شبنم گل ریگ روان را سیراب

آب کوثر چه به لب تشنه بیدار کند؟

آنقدر گرد کدورت ننشسته است به دل

که مرا سیل گرانسنگ سبکبار کند

ادب عشق بر آن رند نظر باز حلال

که تماشای گل از رخنه دیوار کند

راه هموار کند پرده خواب آبله را

رهنورد تو حذر از گل بی خار کند

زنگ در سینه من ریشه رسانده است به آب

سعی صیقل چه به این آینه تار کند؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن