گنجور

 
صائب تبریزی
 

فتنه را چشم سیه مست تو هشیار کند

شرم را روی عرقناک تو بیدار کند

هرکه را فکر سر زلف تو در هم پیچد

کمر وحدت خود حلقه زنار کند

نکند شبنم گل ریگ روان را سیراب

آب کوثر چه به لب تشنه بیدار کند؟

آنقدر گرد کدورت ننشسته است به دل

که مرا سیل گرانسنگ سبکبار کند

ادب عشق بر آن رند نظر باز حلال

که تماشای گل از رخنه دیوار کند

راه هموار کند پرده خواب آبله را

رهنورد تو حذر از گل بی خار کند

زنگ در سینه من ریشه رسانده است به آب

سعی صیقل چه به این آینه تار کند؟

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.