گنجور

 
صائب تبریزی
 

زدلسوزان مرا بر سر همین داغ جنون آمد

زخونگرمان به بالینم سرشک لاله گون آمد

نگردد جمع با شیرین زبانی فارغ البالی

به تنگ افتاد شکر تا زبند نی برون آمد

مرا چون لاله داغ خشک مغزی نیست امروزی

زمغز خاک بیرون کاسه من سرنگون آمد

خمار زردرویی داشت در پی چون گل رعنا

اگر رنگی به رویم از شراب لاله گون آمد

برات رستگاری پاکدامانی است از دوزخ

زبی جرمی سیاوش سالم از آتش برون آمد

به نان خشک تا قانع شدم از نعمت الوان

به ساحل کشتی من سالم از دریای خون آمد

گشایش در جهات عالم امکان نمی باشد

دوشش زد مهره هر کس از این ششدر برون آمد

پی دلجویی فرهاد، با آن لنگر تمکین

به جان بی نفس شیرین برون از بیستون آمد

به آه گرم دل را آب کن ایمن شو از دوزخ

که خامی عود را صائب به آتش رهنمون آمد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.