در دل شب هر که جامی از می احمر زند
صبحدم با آفتاب از یک گریبان سرزند
وقت رفتن زردرویی می برد با خود به خاک
هر که چون خورشید تابان حلقه بر هر در زند
بایدش اول به گردن خون صدبلبل گرفت
کوته اندیشی که در گلزار گل بر سر زند
داغ محرومی بر آرد دود از خرمن مرا
شمع چون پروانه را آتش به بال و پر زند
ناامیدی را به خود خواند به آواز بلند
جز در دل حلقه هر کس بر در دیگر زند
آب حیوان شهنشاهان بود اجرای حکم
قطره بیهوده در ظلمات اسکندر زند
خشک چون موج سراب از شوره زار آید برون
غوطه گر لب تشنه دیدار در کوثر زند
طی شد ایام جوانی از بناگوش سفید
شب شود کوتاه چون صبح از دو جانب سرزند
سگ به یک در قانع از درها شد و نفس خسیس
حلقه دم لا به هر دم بر در دیگر زند
صائب از تیغ زبان هر جا شود گوهرفشان
مهر خاموشی به لب شمشیر از جوهر زند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تصویر کشیدن حال و هوای شب و روز و نوسانات زندگی میپردازد. شاعر اشاره میکند که هر کسی که در شب مستی میکند، صبح با آفتاب از یک دل و جان سر برمیآورد. همچنین، به محنت و درد ناشی از جدایی و محرومیت نیز اشاره شده است. شاعر به این نکته تأکید میکند که در زندگی باید به مشکلات و سختیها توجه کرد و از ذهن کوته نگر دوری جست. داغ ناکامی و خشکسالی نیز به تصویر کشیده میشود و در نهایت، شاعر به گذر زمان و پیری اشاره میکند که ایام جوانی را به پایان میرساند. در این مسیر، ارتباط با دیگران و تأثیر زبان و بیان نیز مورد تأکید قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: در دل شب، هر کسی که杯 پر از شراب سرخ بنوشد، صبح زود با طلوع آفتاب از یک سمت بیرون میآید.
هوش مصنوعی: زمانی که شخصی با چهرهای زرد و پریده به سفر میرود، به همراه خود چیزی را به زمین میبرد. هر که همچون خورشید درخشان به درگاه دیگران مراجعه کند، به او احترام و توجه ویژهای میشود.
هوش مصنوعی: باید ابتدا به خاطر جان صد بلبل، که در گلزار گل زندگی میکنند، مسئولیت را بر دوش بگیرد. کسی که کوتاهفکر باشد، نمیتواند به زیباییها احترام بگذارد و فقط به ظواهر میپردازد.
هوش مصنوعی: درد و حسرت از چیزی که ندارم، مانند دودی است که از کشتزارم بلند میشود. شمع، مثل پروانهای که با آتش تماس پیدا میکند، به شدت به من آسیب میزند.
هوش مصنوعی: ناامیدی به او نزدیک شد و با صدای بلندی فریاد زد که تنها در دل هر کسی، غم و اندوه حاکم است و هیچ کس نمیتواند به کمک دیگری بیاید.
هوش مصنوعی: آب حیوان، زندگی و روح شاهان است، در حالی که تلاش برای اجرای حکم در تاریکی به مانند قطرهای بیفایده و بیاثر است، همچون آنچه اسکندر انجام داد.
هوش مصنوعی: مانند موجی که از زمین خشک و فاقد آب به بیرون میآید، فردی که تشنه است و خواهان دیدار محبوبش، به عمق چشمه زلال و خوش آب و هوا فرو میرود.
هوش مصنوعی: سالهای جوانی به سرعت گذشتند و حالا موهایم سفید شدهاند. شبها برخلاف روزها که از دو طرف روشن میشوند، کوتاهتر شدهاند.
هوش مصنوعی: سگ به یک در راضی و قانع شده و با نفس تنگ و بخیلش هر لحظه دمش را به در دیگری میزند.
هوش مصنوعی: صائب میگوید که هرجا که زبان او درخشش پیدا کند، مثل گوهری درخشان است. در حالی که اگر خاموش بماند، این سکوت همانند شمشیری است که از جنس اراده و قدرت او به وجود میآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر کسی از عشق صورت جان گدازد چون هلال
آفتاب حسن معنی حلقه اش بر در زند
تا تو نگدازی چو زر در بوته عشق مجاز
کی شه عشق حقیقت سکه ات بر زر زند
زاهد ازتر دامنی دامن چو بر اخگر زند
سبزه جای دود از آتش همان سر بر زند
دود آه عندلیبان آتش صد خرمنست
خویش را از پا در آرد هر که گل بر سر زند
رنگ خجلت از رخ گل تا قیامت ظاهرست
[...]
آنکه چون جامی خورد آتش به بزمی در زند
آفت دوران شود گر ساغر دیگر زند
می تواند گشت از خوان که و مه کامیاب
دست تسلیم آنکه دایم چون مگس بر سر زند
می تواند روز و شب تاج سر افلاک بود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.