گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۴۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به چشم من فلک یک چشمخانه است

که انسان مردمک، نور آن یگانه است

نباشد چون سبکرو توسن عمر؟

که هر موج نفس چون تازیانه است

بود در زیر لب، جان عاشقان را

که جای رفتنی بر آستانه است

گناهان را ز خردی سهل مشمار

که خرمنهای عالم دانه دانه است

چنان غفلت ترا مدهوش کرده است

که خواب مرگ در گوشت فسانه است

به غیر از آه، مکتوبی ندارم

چو آتش ترجمان من زبانه است

مکن بر عشق، آه بوالهوس حمل

که چون تیر هوایی بی نشانه است

ازان خورشید شد صائب جهانگیر

که از رخسار زرینش خزانه است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.