گنجور

 
صائب تبریزی
 

زین نقطه بود گردش پرگار فلکها

هر چند که ما را ز سویدا خبری نیست

این خواب پریشان گل پوشیدن چشم است

بیدار دلان را ز تمنا خبری نیست

در عالم باطن نرسد زاهد بی مغز

کف را ز نهانخانه دریا خبری نیست

در گوشه دلتنگی ما گوشه نشینان

از جبهه واکرده صحرا خبری نیست

آسوده بود سرو ز بیطاقتی آب

این سر به هوا را ز ته پا خبری نیست

از نافه خبر آهوی رم کرده ندارد

وحشت زده را از دل شیدا خبری نیست

صائب نکند آه اثر در دل سنگین

از سوز شرر در دل خارا خبری نیست

در چشم و دل پاک ز دنیا خبری نیست

در عالم حیرت ز تماشا خبری نیست

کوته نظری پرده بینایی روح است

در دیده سوزن ز مسیحا خبری نیست

در جان هوسناک زلیخاست عروسی

در خلوت یوسف ز زلیخا خبری نیست

قاف عدم آوازه تراش است، وگرنه

در عالم ایجاد ز عنقا خبری نیست

تن بیخبرست از دل پرشور، که خم را

از جوش نشاط می حمرا خبری نیست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.