گنجور

غزل شمارهٔ ۴۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

هر ذره ازو در سر، سودای دگر دارد

هر قطره ازو در دل، دریای دگر دارد

در حلقهٔ زلف او، دل راست عجب شوری

در سلسله دیوانه، غوغای دگر دارد

در سینهٔ خم هر چند، بی جوش نمی‌باشد

در کاسهٔ سرها می غوغای دگر دارد

نبض دل بیتابان، زین دست نمی‌جنبد

این موج سبک جولان، دریای دگر دارد

در دایرهٔ امکان، این نشاه نمی‌باشد

پیمانهٔ چشم او، صهبای دگر دارد

در شیشهٔ گردون نیست، کیفیت چشم او

این ساغر مردافکن، مینای دگر دارد

شوخی که دلم خون کرد، از وعده خلافیها

فردای قیامت هم، فردای دگر دارد

ای خواجهٔ کوته بین، بیداد مکن چندین

کاین بندهٔ نافرمان، مولای دگر دارد

از گفتهٔ مولانا، مدهوش شدم صائب

این ساغر روحانی، صهبای دگر دارد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.