همه مقصود ما شد راست امروز
که آن مقصود دل با ماست امروز
گر آراید بهار نو جهان را
جهان را روی او آراست امروز
دلم دی وصل او حاجت همی خواست
رواگشت آنچه دی می خواست امروز
چو فر روی او امروز اینجاست
جمال نو بهار اینجاست امروز
زپیش او چو او بنشست با ما
غم نادیدنش برخاست امروز
هر آن شادی که از عالم نهان بود
از آن بر روز ما پیداست امروز
پری می گفت از او نیکوترم من
پدید آمد دروغ از راست امروز
گر اقبال مرا فرداست وعده
مرا با وصل او فرداست امروز
چو ما درسایه اقبال شاهیم
همه اقبالها ما راست امروز



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به حال و هوای خوشی و شادابیای اشاره میکند که در دلش از وصال معشوق شکل میگیرد. او خوشحال است که در این روز، معشوقش نزد اوست و زیباییهای بهار را به یاد او زنده میکند. تمامی آرزوها و خواستههای او که پیشتر در دل نهان بود، امروز محقق شده است. همچنین، شاعر بر این باور است که هر شادیای که تاکنون پنهان بوده، اکنون نمایان شده و او از بودن در کنار معشوق، احساس رضایت و خوشبختی میکند.
هوش مصنوعی: امروز همه اهداف و مقاصد ما به حقیقت پیوسته و برای ما محقق شدهاند، چرا که آنچه که در دل داریم امروز با ماست.
هوش مصنوعی: اگر بهار تازه بیاید، امروز جهان با زیباییهای او زینت پیدا کرده است.
هوش مصنوعی: دل من دیروز به وصل او حاجتی داشت و امروز آنچه را که دیروز خواستم، برآورده شده است.
هوش مصنوعی: امروز زیبایی و طراوتی شبیه به بهار در چهره او مشاهده میشود.
هوش مصنوعی: زمانی که او به نزد ما نشسته بود، از پیش او غم دوریاش امروز به دل ما افتاد.
هوش مصنوعی: هر خوشی و شادی که در عالم پنهان بود، امروز به وضوح و روشنی در زندگی ما نمایان شده است.
هوش مصنوعی: پری میگفت که من از او زیباتر هستم، اما امروز حقیقت و دروغ در هم آمیختهاند.
هوش مصنوعی: اگر سرنوشت من فردا خوب باشد، وعدهام با رسیدن به وصالش هم فردا خواهد بود، نه امروز.
هوش مصنوعی: ما در سایه لطف و توجه پادشاه هستیم و امروز همه خوشبختیها و موفقیتها از آن ماست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو ساقی ازل با ماست امروز
درین جام دلم پیداست امروز
که را روئی چنین زیباست امروز
که را لعلی روان افزاست امروز
به بالای تو سروی در چمن نیست
ز من بشنو حدیث راست امروز
نمی دانم چه خواهد کرد چشمت
[...]
دلم در عشق ناپرواست امروز
ز جانان در سرم سوداست امروز
گدایان را ازین معنی خبر نیست
که: سلطان جهان با ماست امروز
ز انوار تجلی جمالش
[...]
بکین غم فلک بر خواست امروز
بیا ساقی که روز ماست امروز
بگردان جام می دوران شادی است
هوای ساغر و میناست امروز
بگردش آر چشمان تو میناست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.