گنجور

 
ادیب صابر

همه مقصود ما شد راست امروز

که آن مقصود دل با ماست امروز

گر آراید بهار نو جهان را

جهان را روی او آراست امروز

دلم دی وصل او حاجت همی خواست

رواگشت آنچه دی می خواست امروز

چو فر روی او امروز اینجاست

جمال نو بهار اینجاست امروز

زپیش او چو او بنشست با ما

غم نادیدنش برخاست امروز

هر آن شادی که از عالم نهان بود

از آن بر روز ما پیداست امروز

پری می گفت از او نیکوترم من

پدید آمد دروغ از راست امروز

گر اقبال مرا فرداست وعده

مرا با وصل او فرداست امروز

چو ما درسایه اقبال شاهیم

همه اقبالها ما راست امروز

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
شاه نعمت‌الله ولی

که را روئی چنین زیباست امروز

که را لعلی روان افزاست امروز

به بالای تو سروی در چمن نیست

ز من بشنو حدیث راست امروز

نمی دانم چه خواهد کرد چشمت

[...]

قاسم انوار

دلم در عشق ناپرواست امروز

ز جانان در سرم سوداست امروز

گدایان را ازین معنی خبر نیست

که: سلطان جهان با ماست امروز

ز انوار تجلی جمالش

[...]

فیض کاشانی

بکین غم فلک بر خواست امروز

بیا ساقی که روز ماست امروز

بگردان جام می دوران شادی است

هوای ساغر و میناست امروز

بگردش آر چشمان تو میناست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه